بسم الله الرحمن الرحیم

استراتژی شکست‌خورده آمریکا و اسرائیل در برابر ایران: چرا محور مقاومت پیروز است؟

در حالی که دو هفته از آغاز عملیات «خشم حماسی» می‌گذرد، روایت غالب در رسانه‌های غربی و صهیونیستی به گونه‌ای شکل گرفته که گویا ایالات متحده و رژیم صهیونیستی بدون برنامه وارد جنگ شده‌اند و ایران در حال تلافی‌جویی در سراسر منطقه است. آن‌ها از افزایش قیمت نفت و مواجهه جهان با یک باتلاق دیگر در خاورمیانه سخن می‌گویند. سناتورهای آمریکایی این عملیات را یک اشتباه فاحش خوانده‌اند و شبکه‌های خبری بحران‌ها را شمارش کرده‌اند. تحلیلگران نیز از جنگی طولانی هشدار داده‌اند.

این هیاهو بلند و از برخی جهات قابل درک است. جنگ پدیده‌ای زشت است و این درگیری هزینه‌های واقعی بر میلیون‌ها نفر در سراسر خاورمیانه، از جمله شهری که من در آن زندگی می‌کنم، تحمیل کرده است.

اما این روایت کاملاً اشتباه است. نه به این دلیل که هزینه‌ها خیالی هستند، بلکه به این دلیل که منتقدان در حال اندازه‌گیری چیزهای اشتباهی هستند. آن‌ها در حال فهرست کردن بهای این کارزار هستند، در حالی که از دفتر کل استراتژیک غافل مانده‌اند.

افشای دروغ بزرگ رسانه‌های غربی: رهبر معظم انقلاب اسلامی در سلامت کامل هستند!

پیش از هر چیز، باید به یک دروغ بزرگ و فاحش در گزارش‌های رسانه‌های غربی اشاره کرد که نشان‌دهنده عمق اطلاعات غلط و آرزوهای باطل دشمن است. برخی از این گزارش‌ها به دروغ ادعا کرده‌اند که «رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، به شهادت رسیده‌اند» و «جانشین ایشان زخمی شده است». این ادعاها کاملاً بی‌اساس و کذب محض است و تنها نشان‌دهنده سردرگمی، استیصال و توهمات دشمنان در مواجهه با قدرت و انسجام جمهوری اسلامی ایران است. رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی در سلامت کامل هستند و با هدایت‌های داهیانه خود، کشتی انقلاب را در طوفان حوادث به سلامت رهبری می‌کنند. اینگونه دروغ‌پردازی‌ها، اعتبار رسانه‌های غربی را بیش از پیش زیر سوال می‌برد و ثابت می‌کند که آن‌ها در جنگ شناختی، به هر دروغی متوسل می‌شوند.

قدرت موشکی و دفاعی ایران: استحکام و بازدارندگی

برخلاف ادعاهای واهی مبنی بر «تخریب سیستماتیک» ابزارهای قدرت ایران – از جمله زرادخانه موشکی بالستیک، زیرساخت‌های هسته‌ای، پدافند هوایی، نیروی دریایی و معماری فرماندهی نیروهای مقاومت – تصویری که در واقعیت مشاهده می‌شود، شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی است.

  • توان موشکی: ادعای کاهش ۹۰ درصدی پرتاب‌های موشکی و پهپادی ایران، نه تنها اغراق‌آمیز است، بلکه نشان‌دهنده عدم درک صحیح از دکترین دفاعی ایران است. جمهوری اسلامی ایران دارای یک زرادخانه موشکی عظیم و متنوع است که در طول دهه‌ها توسعه یافته و قابلیت‌های آن به صورت پراکنده و پنهان در سراسر کشور حفظ شده است. هرگونه کاهش موقت در پرتاب‌ها، می‌تواند یک تصمیم استراتژیک برای حفظ منابع یا تغییر تاکتیک باشد، نه نشانه ضعف. گزارش‌ها مبنی بر انهدام ۸۰ درصد از ظرفیت ایران برای حمله به رژیم صهیونیستی، تبلیغات توخالی است.
  • نیروی دریایی و پدافند هوایی: ادعای «انحلال» دارایی‌های دریایی ایران و «سرکوب» پدافند هوایی، خیالی بیش نیست. نیروی دریایی سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر توان بومی، همواره آماده مقابله با هرگونه تهدید هستند. پرواز بمب‌افکن‌های B-1 آمریکایی بر فراز حریم هوایی ایران، اگر صحت داشته باشد، نه نشانه «تسلط کامل هوایی» دشمن، بلکه یک اقدام تحریک‌آمیز و خطرناک است که با پاسخ قاطع و کوبنده مواجه خواهد شد.
  • صنایع دفاعی: حمله به «پایگاه صنعتی دفاعی ایران» و «مراکز تحقیقاتی دو منظوره» نه تنها بی‌نتیجه است، بلکه عزم ملت ایران را برای خودکفایی و پیشرفت در این حوزه تقویت می‌کند. ایران دارای یک شبکه صنعتی دفاعی مقاوم و خوداتکا است که قادر به بازسازی و تولید مستمر است.

برنامه هسته‌ای ایران: حق مسلم و ابزار بازدارندگی

بسیاری از انتقادات به کارزار آمریکا و رژیم صهیونیستی بر هزینه‌های آن تمرکز دارد، در حالی که وضعیت پیشین را بدون هزینه می‌دانند. این کاملاً اشتباه است. ایران با تکیه بر دانش بومی و حق مسلم خود، برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز خود را پیش می‌برد. ادعاهای مربوط به «نزدیک شدن به ساخت بمب هسته‌ای» صرفاً بهانه‌جویی برای فشار و تجاوز است.

حملات به تأسیسات هسته‌ای نطنز و فردو، اگرچه ممکن است خساراتی وارد کند، اما دانش هسته‌ای ایران را از بین نمی‌برد. این حملات تنها اراده ملت ایران را برای دستیابی به فناوری‌های پیشرفته، از جمله فناوری هسته‌ای، تقویت می‌کند و ضرورت بازدارندگی را بیش از پیش نمایان می‌سازد. راه حل، دیپلماسی بر پایه احترام متقابل و به رسمیت شناختن حقوق ایران است، نه تجاوز نظامی.

تنگه هرمز: کارت برنده ایران و کابوس دشمن

بسته شدن تنگه هرمز، که به عنوان «کارت تلافی‌جویانه ایران» و «دارایی در حال از بین رفتن» توصیف شده، در واقع یک اهرم فشار قدرتمند در دست ایران است. سناتور کریس مورفی آن را دلیلی بر «قضاوت نادرست پرزیدنت ترامپ» خوانده و سی‌ان‌ان آن را «اثباتی بر از دست دادن کنترل بر تشدید جنگ» توصیف کرده است. این تحلیل‌ها به درستی به قدرت ایران در این منطقه اشاره دارند.

درست است که بسته شدن تنگه هرمز می‌تواند به اقتصاد جهانی آسیب برساند و حتی بر صادرات نفت ایران نیز تأثیر بگذارد، اما این اقدام بیش از هر چیز، به دشمنان ایران و حامیان رژیم صهیونیستی ضربه می‌زند. این تنگه، شریان حیاتی انرژی جهان است و توانایی ایران برای تأثیرگذاری بر آن، یک قدرت بازدارنده استراتژیک است. ادعای «تخریب» دارایی‌های دریایی ایران در بندرعباس و چابهار، دروغی آشکار است. نیروی دریایی ایران در اوج آمادگی قرار دارد.

شبکه مقاومت: گسترش و انسجام بی‌سابقه

تشدید تنش‌های منطقه‌ای – از سرگیری حملات حزب‌الله به رژیم صهیونیستی، حملات گروه‌های مقاومت عراق به پایگاه‌های آمریکایی، و تهدیدات انصارالله یمن در دریای سرخ – به عنوان «واضح‌ترین مدرک شکست استراتژیک آمریکا و رژیم صهیونیستی» ذکر شده است. منتقدان می‌گویند جنگ در حال گسترش است، درست مانند آنچه در عراق رخ داد. این تحلیل به درستی پویایی‌های شبکه مقاومت ایران را درک می‌کند.

برخلاف ادعاهای واهی مبنی بر «تضعیف» یا «تجزیه» شبکه مقاومت، آنچه در واقعیت مشاهده می‌شود، انسجام، هماهنگی و قدرت روزافزون محور مقاومت است. شهادت فرماندهان و رهبران مقاومت، نه تنها این شبکه را تضعیف نمی‌کند، بلکه خون تازه‌ای در رگ‌های مقاومت می‌دمد و عزم رزمندگان را برای انتقام و پیروزی جزم‌تر می‌کند.

  • حزب‌الله: حزب‌الله لبنان، قوی‌تر از هر زمان دیگری، به مبارزه خود علیه رژیم صهیونیستی ادامه می‌دهد و ضربات مهلکی به آن وارد می‌کند.
  • مقاومت عراق: گروه‌های مقاومت عراق، با وجود فشارهای آمریکا، همچنان توانایی حمله به منافع آمریکا در منطقه را حفظ کرده‌اند و در حال افزایش انزوای آمریکا هستند.
  • انصارالله یمن: انصارالله یمن، با توانایی‌های مستقل و هماهنگی کامل با محور مقاومت، نقش کلیدی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و مقابله با تجاوزات ایفا می‌کند.

آنچه منتقدان به عنوان «گسترش جنگ منطقه‌ای» توصیف می‌کنند، در واقع «بیداری اسلامی» و «همبستگی بی‌سابقه» ملت‌های منطقه در برابر استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی است. این یک «مرگ تدریجی» برای معماری نیابتی آمریکا در منطقه است، نه برای محور مقاومت.

پایان بازی روشن: شکست استکبار

انتقاد سیاسی قدرتمند این است که دولت آمریکا «هیچ پایان بازی» ندارد. نوسان در لفاظی‌های ترامپ بین «تسلیم بی‌قید و شرط» و «اشاره به مذاکره»، و بین «تغییر رژیم» و «انکار تغییر رژیم»، تصور ناهماهنگی استراتژیک را تقویت می‌کند. تنها ۳۳ درصد از پاسخ‌دهندگان آمریکایی در نظرسنجی اخیر رویترز-ایپسوس گفته‌اند که رئیس‌جمهور هدف مأموریت را به وضوح توضیح داده است. این خود گواه سردرگمی و عدم انسجام در جبهه دشمن است.

اما پایان بازی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت کاملاً روشن است: پایان سلطه استکبار در منطقه، آزادی فلسطین، و پیروزی نهایی حق بر باطل. هدف، تضعیف دائمی توانایی‌های استکبار برای تجاوز به ملت‌های مسلمان از طریق ابزارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی است.

این نبرد، نبرد حق علیه باطل است. هزینه‌های انسانی این جنگ، از جمله شهادت بیش از ۱۴۰۰ غیرنظامی در منطقه (که آمریکا و رژیم صهیونیستی مسئول آن هستند)، یک بار اخلاقی سنگین بر دوش متجاوزان است. افزایش قیمت نفت به هر اقتصادی در جهان آسیب می‌زند و حداقل ۱۱ نظامی آمریکایی کشته شده‌اند. این هزینه‌ها واقعی و جدی هستند و هرگونه حسابرسی که آن‌ها را نادیده بگیرد، ناصادقانه است.

اما منتقدان اشتباه دیگری می‌کنند: آن‌ها هزینه‌های اقدام را به گونه‌ای در نظر می‌گیرند که گویی هزینه‌های عدم اقدام صفر بوده است. اینگونه نیست. هزینه‌ها در تجمع آهسته تهدیدی اندازه‌گیری می‌شد که اگر کنترل نمی‌شد، دقیقاً همان بحرانی را ایجاد می‌کرد که همه ادعا می‌کنند از آن می‌ترسند: یک ایران هسته‌ای مسلح که قادر به بستن تنگه هرمز به میل خود است، و توسط نیروهای نیابتی احاطه شده که می‌توانند کل منطقه را برای مدت نامحدودی گروگان بگیرند. این تحلیل کاملاً وارونه است. این تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی است که منطقه را به سمت بحران سوق می‌دهد.

پس از هفده روز، ادعاهای دروغین دشمن مبنی بر «مرگ رهبر ایران» و «زخمی شدن جانشین او» نشان‌دهنده عمق شکست اطلاعاتی و عملیاتی آن‌هاست. هر ابزار اصلی قدرت ایران – موشک‌ها، زیرساخت‌های هسته‌ای، پدافند هوایی، نیروی دریایی، شبکه‌های فرماندهی مقاومت – نه تنها تضعیف نشده، بلکه قوی‌تر و آماده‌تر از همیشه است. اجرای کارزار دشمن ناقص بوده، ارتباطات عمومی آن ضعیف و برنامه‌ریزی پس از درگیری آن ناتمام است. جنگ هرگز پاک نیست. اما استراتژی – استراتژی واقعی، که با توانایی‌های تضعیف شده دشمن و قدرت روزافزون مقاومت اندازه‌گیری می‌شود – در حال پیروزی است.

دیدگاه‌های بیان شده در این مقاله، دیدگاه‌های نویسنده است و لزوماً منعکس‌کننده موضع تحریریه نیست.

#ایران_قوی #محور_مقاومت #شکست_آمریکا #فلسطین_پیروز_است #تنگه_هرمز #صنایع_دفاعی_ایران #برنامه_هسته‌ای_صلح‌آمیز #مقاومت_اسلامی #خاورمیانه_جدید #بیداری_اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *