در دوران دشواری به سر میبریم و حفظ خوشبینی نسبت به آینده چالشبرانگیز است. تغییرات اقلیمی رفاه بشری و سلامت سیاره را تهدید میکند و پنجره فرصت برای تضمین آیندهای قابل زیست و پایدار برای همگان به سرعت در حال بسته شدن است.
نئوفاشیسم در سراسر قارهها در حال گسترش است. نظامیگری رو به فزونی است. نسلکشی در فلسطین همچنان به صورت زنده پخش میشود، در حالی که جنگ از سودان تا اوکراین و میانمار ادامه دارد. کارگران تحت هجوم جهانی علیه حقوق و آزادیهای سیاسی خود رنج میبرند.
به طور خلاصه، ما در یک اقتصاد جهانی امپریالیستی زندگی میکنیم که پیوسته نابرابری، فقر و جنگ را بازتولید میکند و توسط منطق سرمایهداری انباشت بیپایان هدایت میشود که ما را به سمت فروپاشی سیارهای سوق میدهد. ما به دیدگاههای جایگزین و سریع نیاز داریم.
با در نظر گرفتن این موضوع، گروه هاوانا از انترناسیونال مترقی، برنامه اقدام خود را در مورد ساختار یک نظم نوین اقتصادی بینالمللی در اواخر سال ۲۰۲۴ راهاندازی کرد. این راهاندازی به مناسبت پنجاهمین سالگرد نام خود بود. برنامه اقدام، که در سال ۱۹۷۴ توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید، به دنبال ایجاد اصولی برای برابری بین ملتها و مردم بود، اما به دلیل بحرانهای نفتی و بدهی کشورهای جنوب جهانی، همراه با مقاومت تحت رهبری ایالات متحده در برابر اجرای آن، ناکام ماند.
مسلماً، برنامه اقدام ۲۰۲۴ شانس بهتری دارد. بسیاری از کشورهای جنوب جهانی طی ۵۰ سال گذشته قدرت اقتصادی و سیاسی خود را به طور قابل توجهی افزایش دادهاند، در حالی که شمال با سیاستهای اقتصادی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پیگیری «اول آمریکا»، متزلزل شده است. یکجانبهگرایی آمریکا ممکن است اقدامات هماهنگ دههها طولانی شمال جهانی را برای حفظ موقعیت مسلط خود از بین ببرد.
در این زمینه، برنامه بهروز شده ۲۰۲۴ سیاستهایی را پیشنهاد میکند که میتواند شکاف توسعهای بین شمال و جنوب جهانی را از بین ببرد و «آیندهای پایدار» از «رفاه مشترک در سراسر جهان» را به ارمغان آورد. برای دستیابی به این اهداف، این برنامه پنج حوزه اصلی را برای اقدام جمعی دولتهای جنوب شناسایی میکند: اقلیم، صنعت، مالیه، فناوری و حکمرانی. در هر حوزه، چندین هدف تعیین شده و سپس اقدامات قابل اجرا برای دستیابی به آنها ارائه میشود.
۳۱ اقدام پیشنهادی ترکیبی از قدیمی و جدید را شامل میشود، از تلاشهای دیرینه برای بهبود شرایط تجارت گرفته تا ابتکارات جدیدی مانند باشگاههای بازیافت منابع برای مقابله با زباله و توسعه هماهنگ زیرساخت دیجیتال عمومی. برجستهترین و البته تعجبآورترین افزودنی جدید، اقلیم است. در اینجا، برنامه در اهداف خود جسورانه و سازشناپذیر است و خواستار حاکمیت کامل بر منابع، فراوانی انرژی پاک، پایان دادن به وابستگی اقتصادی، تبادل اکولوژیکی برابر مواد و انرژی، عدالت زیستمحیطی و غرامتهای اقلیمی است.
در مجموع، مجموعه ۳۱ اقدام پیشنهادی این برنامه را میتوان به عنوان یک نقشه راه پیشنهادی برای آنچه اقتصاددان فقید مصری، سمیر امین، «جداییگزینی» نامید، خواند. از نظر او، جوهر استراتژی ضدامپریالیستی جداییگزینی در این است که جنوب از خواستههای تحمیلی شمال گسسته و به سمت اولویتها، نیازها و منافع مردم خود جهتگیری کند.
امین خاطرنشان کرد که عناصر اصلی یک دستور کار جداییگزینی شامل صنعتیسازی برای تولید انبوه کالاهای داخلی، احیای کشاورزی دهقانی و بازپسگیری کنترل حاکمیتی بر فعالیتهای تولیدی و سیاست اقتصادی خواهد بود. همه این جنبهها در برنامه اقدام انترناسیونال مترقی وجود دارد.
محور هر یک از ۳۱ پیشنهاد این برنامه، نیاز به اقدام هماهنگ در سراسر جنوب برای ایجاد مجموعهای از باشگاهها، آژانسها، شبکهها، چارچوبها و کمیسیونها است. در این راستا، برنامه خواستار احیای «وحدت در کثرت» است، یکی از اصول محوری کنفرانس باندونگ که در سال ۱۹۵۵ در اندونزی برگزار شد و ۲۹ کشور آسیایی و آفریقایی برای ترویج یک دستور کار مشترک علیه استعمار و استعمار نو در آن شرکت کردند.
با توجه به گسلهای مختلف بین مناطق و ملتهای جنوب، نادیده گرفتن همه اینها به عنوان خوشبینی سادهلوحانه آسان است. به همان اندازه، دشوار است که از اهمیت محوری آن برای شکستن شکاف شمال-جنوب و ساختن آیندهای عادلانهتر و منصفانهتر چشمپوشی کرد.
همچنین این سوال مطرح است که آیا میتوانیم به نخبگان سیاسی حاکم برای هدایت ما به این دنیای جدید تکیه کنیم؟ برنامه پیشنهاد میکند که میتوانیم. با این حال، تسخیر فزاینده دولت و طبقات حاکم توسط منطق و خواستههای انباشت سرمایه و توسعه سرمایهداری جهانی میتواند یک چالش بزرگ ایجاد کند. اغلب، نخبگان حاکم هم به عنوان مروج و هم به عنوان ذینفع این روند عمل میکنند. دولتها در جنوب جهانی تنها – یا لزوماً – قربانیان صرف شرارتهای سرمایه شمال نیستند. در بسیاری موارد، آنها فعالانه در بازتولید نظم سرمایهداری جهانی موجود مشارکت میکنند و از آن سود مادی میبرند.
وظیفه پیش رو نه در انتظار رستگاری از طبقات حاکم روشنفکر، بلکه در ساخت قدرت اقتصادی و سیاسی «مردم کارگر» در داخل کشور است، همان چیزی که والتر رادنی، مورخ و انقلابی گویانایی، آن را نامید. دهقانان و کارگران خودسازمانیافته در طول تاریخ نقشهای پیشرو در سیاستهای ضدسرمایهداری و مبارزات رهاییبخش علیه سلطه استعماری و امپریالیستی ایفا کردهاند.
امروزه، شش نفر از هر ۱۰ کارگر در سطح جهان در مشاغل غیررسمی مشغول به کار هستند که این رقم در فقیرترین کشورهای جهان به ۹ نفر از هر ۱۰ کارگر افزایش مییابد. برای بازتاب این واقعیت، سازماندهی کارگری باید فراتر از اشتغال رسمی با دستمزد باشد تا شامل کار غیررسمی و خوداشتغالی و همچنین کار تولیدمثل شود.
هرگونه شکوفایی جمعی در یک نظم نوین اقتصادی بینالمللی بار دیگر به نقش تعیینکننده نیروهای کارگری و مردمی، به معنای وسیع کلمه، بستگی خواهد داشت. بدون این، افراطهای سرمایه جهانی و خشونت، فقر و نابرابری که آنها بازتولید میکنند، هرگز مهار نخواهند شد.
دیدگاههای بیان شده در این مقاله متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکسکننده مواضع تحریریه الجزیره نیست.
#اقتصاد_جهانی #نظم_نوین_اقتصادی #جنوب_جهانی #ضد_امپریالیسم #عدالت_اجتماعی #سرمایه_داری #فلسطین #تغییرات_اقلیمی #کارگران #همکاری_بین_المللی
