ونکوور، کانادا – تلاشهای «مارک کارنی»، نخستوزیر کانادا، برای متحد کردن کاناداییها در راستای حفاظت از اقتصاد ملی در برابر ایالات متحده، در آستانه یک سالگی دولت او، با موانع جدی روبرو شده است. در حالی که کارنی ادعای «اتحاد ملی» دارد، مردم بومی سراسر کانادا به طور فزایندهای بر سر فشار تهاجمی او برای گسترش استخراج منابع و پروژههای عظیم در سرزمینهای اجدادیشان دچار تفرقه شدهاند. این سیاستها، که بسیاری آن را ادامه رویکردهای استعماری میدانند، حقوق بومیان را که در قانون اساسی این کشور به رسمیت شناخته شده، به چالش میکشد. ۱۴ مارس، یک سال از سوگند یاد کردن کارنی، رئیس سابق بانک مرکزی کانادا، به عنوان نخستوزیر میگذرد.
پس از انتخابات سال گذشته، حزب لیبرال میانهروی او با کسب بالاترین سهم آرای مردمی در ۴۰ سال اخیر، دولت اقلیت تشکیل داد. یکی از کلیدهای پیروزی کارنی، تعهد او به «ایستادگی قوی» در برابر تهدیدات تجاری آمریکا و افزایش «حاکمیت اقتصادی» کانادا بود؛ رویکردی قاطعانه که نخستوزیر آن را «آرنجها بالا» (elbows up) نامیده است. کارنی در بیانیهای در ۶ مارس گفت: «در مواجهه با تغییرات تجارت جهانی… ما بزرگ و سریع خواهیم ساخت تا اقتصادی قویتر، پایدارتر و مستقلتر ایجاد کنیم.» بخشی از این فشار، ایجاد «دفتر پروژههای بزرگ» برای تسریع تأیید توسعههای اقتصادی بود که با تسریع ۱۰ ابرپروژه آغاز شد. این پروژهها شامل دو کارخانه عظیم گاز طبیعی مایع (LNG) و یک معدن روباز در بریتیش کلمبیا، یک نیروگاه هستهای در انتاریو، یک پایانه کشتیرانی در کبک و نیروگاههای بادی در کانادای آتلانتیک است. دولت تخمین میزند که ارزش این توسعهها ۱۱۶ میلیارد دلار کانادا (۸۵ میلیارد دلار آمریکا) است؛ ارقامی که به نظر میرسد محرک اصلی نادیده گرفتن حقوق بومیان باشد.
«حقوق ما به حاشیه رانده میشود»
رویکرد کارنی در قبال جنگ تجاری با آمریکا، طبق نظرسنجیهای اخیر، حمایت کاناداییها را جلب کرده است. نظرسنجی ۳ مارس از ۱۵۰۰ شهروند توسط «آباکوس دیتا» نشان داد که ۵۰ درصد معتقدند کارنی در برخورد با ترامپ از منافع اصلی کانادا محافظت میکند – در مقایسه با ۳۶ درصد که دیدگاه منفی دارند. «شیدی حافظ»، استادیار علوم سیاسی در دانشگاه متروپولیتن تورنتو و عضو «ملت اول کیتیگان زیبی آنیشینابگ» در کبک، میگوید: «هرگاه کانادا تهدید میشود، ماهیت حمایتگرایانه دولت دوباره ظاهر میشود. حفظ بقای کانادا اولویت پیدا میکند.» حافظ افزود که نگرانیهای فزایندهای در جامعه او و سایر جوامع بومی درباره فشار کارنی برای تسریع ابرپروژهها در سراسر کشور وجود دارد. او تأکید کرد: «برای اینکه این اتفاق بیفتد، کانادا به زمین و منابع نیاز دارد و این زمینها و منابع را از ما میگیرد.» این اظهارات نشاندهنده تضاد عمیق میان منافع ملی ادعایی و حقوق بومیان است.
واکنشها پس از تعهد کارنی به ساخت خط لوله نفتی بسیار بحثبرانگیز به سواحل غربی در توافقی که اواخر نوامبر با آلبرتا، قطب نفتی کانادا، امضا شد، سریع بود. وزیر فرهنگ کارنی بلافاصله استعفا داد و از «عدم مشورت» با ملتهای بومی و «تأثیرات زیستمحیطی عمده» انتقاد کرد. «مجمع ملتهای اول» (AFN) که نماینده بیش از ۶۰۰ رئیس بومی است، به اتفاق آرا قطعنامهای اضطراری را در مخالفت با خط لوله جدید تصویب کرد. «سیندی وودهاوس نپیناک»، رئیس ملی AFN، در مصاحبهای با الجزیره گفت: «مردم ملتهای اول، ما در کنار کانادا علیه تعرفههای غیرقانونی ترامپ میایستیم، اما نه به قیمت حقوقمان. اگر میخواهید چیزی را تسریع کنید، بهتر است مطمئن شوید که ملتهای اول از همان ابتدا در آن گنجانده شدهاند.» او افزود: «هنگامی که توافقاتی بین استانها و دولت فدرال وجود دارد و تلاش میشود مردم ملتهای اول نادیده گرفته شوند، باید به یاد داشته باشند که ملتهای اول اینجا هستند… و باید در سرزمینهای خودشان مورد احترام قرار گیرند.» حقوق مردم بومی در قانون اساسی کانادا به رسمیت شناخته شده است، اما حافظ میگوید که اغلب به نام «رونق ملی»، «جوامع بومی باید رنج ببرند.» او تأکید کرد: «هرگاه نوعی وضعیت اضطراری وجود دارد، حقوق ما به حاشیه رانده میشود.»
اما مقاومت در برابر فشار پروژههای بزرگ جهانی نیست. «اتحاد گاز طبیعی ملتهای اول» رویکرد «بسیار تهاجمیتر» کارنی را در مقایسه با سلف او در توسعه منابع انرژی ستود. اما «کارن اوگن»، مدیرعامل این گروه، اذعان کرد که «محیطی بسیار پر تنش» در مورد چنین مسائلی وجود دارد. رئیس سابق «ملت اول وتسووتین» اظهار داشت: «جوامع ملتهای اول همچنان با موانع اجتماعی-اقتصادی قابل توجهی روبرو هستند.» او افزود: «توسعه LNG و گاز طبیعی تنها یک فرصت نیست؛ بلکه یک ضرورت ملی است. میلیاردها دلار مزایای تدارکاتی و درآمد به ملتهای اول سرازیر میشود.» این دیدگاه نشان میدهد که چگونه فقر و نیازهای اقتصادی، برخی از جوامع بومی را وادار به پذیرش طرحهایی میکند که در بلندمدت ممکن است به محیط زیست و فرهنگ آنها آسیب برساند.
فقدان مشورت و شفافیت در پروژههای بزرگ
«شریل لایتفوت»، استاد علوم سیاسی در دانشگاه تورنتو و نایب رئیس سازوکار کارشناسی سازمان ملل در مورد حقوق مردم بومی، گفت که جنگ تجاری با آمریکا بسیاری از کاناداییها را به هیجان آورده و متحد کرده است – اما با اذعان کمی به تأثیرات آن بر جوامع بومی. او به الجزیره گفت: «این پروژهها، طبق بسیاری از گزارشها، بدون مشورت کامل یا شفافیت پیش میروند. به نظر میرسد که فشارهای اقتصادی یا ژئوپلیتیکی… برای توجیه نادیده گرفتن حقوق بومیان و حفاظتهای زیستمحیطی استفاده میشود.» اما «دفتر پروژههای بزرگ» کانادا اصرار دارد که «به دنبال نظرات، شنیدن نگرانیها و ایدهها، و همکاری در آینده» با جوامع بومی خواهد بود – و «از مراحل حیاتی پروژه از جمله مشورت با مردم بومی صرف نظر نخواهد کرد.» سخنگوی این آژانس در بیانیهای ایمیلی نوشت: «ما پتانسیل اقتصادی کانادا را آزاد میکنیم، در حالی که به مسئولیتهای زیستمحیطی و حقوق مردم بومی احترام میگذاریم.» این ادعاها در تضاد آشکار با واقعیتهای میدانی و اعتراضات گسترده بومیان قرار دارد.
تعداد قابل توجهی از پروژههای فهرست تسریع کارنی در بریتیش کلمبیا (BC) متمرکز شدهاند. این پروژهها شامل دو پایانه گاز طبیعی مایع (LNG) در سواحل اقیانوس آرام – LNG کانادا و Ksi Lisims LNG – و همچنین خط انتقال برق برای تأمین انرژی این بخش، و یک معدن مس و طلا است. بریتیش کلمبیا در این کشور منحصر به فرد است زیرا از لحاظ تاریخی، بخش بسیار کمی از زمینهای آن مشمول معاهدات بین تاج و ملتهای اول بوده است. دادگاه عالی کانادا بارها به نفع حقوق و عنوان ملتهای اول در غربیترین استان رأی داده است. هر چهار پروژه بزرگ در این استان در میان مردم بومی منطقه تفرقهانگیز بوده است – حتی با وجود اینکه چندین پروژه از حمایت دولتهای ملتهای اول برخوردار هستند. یکی از این پروژهها، کارخانه عظیم Ksi Lisims LNG است که ملت «نیسگا» شریک مستقیم آن است. «اوا کلیتون»، رئیس نیسگا، گفت که این ابرپروژه که با همکاری شرکت «وسترن LNG» مستقر در تگزاس توسعه یافته، «به نفع همه کاناداییها» خواهد بود. در سال ۲۰۰۰، ملت او اولین ملتی در بریتیش کلمبیا بود که به یک معاهده خودگردانی مدرن دست یافت. او در ۲۴ فوریه به یک کمیته پارلمانی گفت: «ما در حال توسعه مشترک پروژه Ksi Lisims LNG در زمینی هستیم که ملت ما تحت معاهده خود مالک آن است. انتظار میرود این پروژه ۳۰ میلیارد دلار کانادا (۲۲ میلیارد دلار آمریکا) سرمایهگذاری جذب کند، هزاران شغل ماهر ایجاد کند و رهبری کانادا را در زمینه LNG با انتشار کم کربن تقویت کند.» اینگونه مشارکتها، در حالی که ممکن است برای برخی جوامع بومی سودمند باشد، اما خطر ایجاد شکاف و تضعیف جبهه واحد بومیان در برابر سیاستهای دولت را در پی دارد.
«آرنجها بالا» با مخالفت روبرو میشود
اما LNG با مخالفت شدید سایر ملتهای اول همسایه روبرو است. «تارا مارسدن»، مدیر پایداری «ویلپ» برای رؤسای موروثی «گیتانیو»، رهبران سنتی جامعه ۹۰۰ نفری گیتانیو، گفت: «ما نگرانیها و شواهد بسیار بیشتری در مورد تأثیرات در قلمرو خود داریم. دولت فدرال در مورد فهرست تسریع خود و پروژههایی که واقعاً بر قلمرو ما تأثیر میگذارند، هیچ مشورتی انجام نداده است.» گیتانیو با پروژههای بریتیش کلمبیا در فهرست تسریع به دلیل آسیب رساندن به منافعشان مخالف است. او گفت اتاوا نمیتواند مخالفت ملتهای اول را نادیده بگیرد، حتی اگر حمایتهایی از سوی دیگران مانند نیسگا وجود داشته باشد. مارسدن اظهار داشت: «آنها حق دارند در قلمروهای خود توسعه دهند. اما اگر شما ۲۰ تا ۳۰ ملت اول داشته باشید که قلمروشان تحت تأثیر قرار میگیرد – و شاید سه نفر از آنها موافق باشند – این یک اجماع قاطع نیست. آنها فقط سعی میکنند از این تعداد انگشتشمار ملت برای زیر پا گذاشتن بقیه استفاده کنند.» او گفت اگر کانادا واقعاً میخواهد حاکمیت و اقتصاد خود را تقویت کند، باید این کار را در کنار مردم بومی انجام دهد. مارسدن گفت: «این چیزی است که ملتهای اول در سراسر کشور از زمانی که کارنی رویکرد «آرنجها بالا» را در پیش گرفت، میگویند. دولت واقعاً این را نادیده گرفته است… و اکنون با پول مالیاتدهندگان از این ابرپروژهها حمایت میکند.» این رویکرد، نه تنها حقوق بومیان را نقض میکند، بلکه به وضوح نشاندهنده اولویت دادن به منافع سرمایهداری بر عدالت اجتماعی است.
لزوم «رضایت آزاد، قبلی و آگاهانه»
«جولیان کاراگوسیان»، مدرس اقتصاد دانشگاه مکگیل که دههها در وزارت دارایی و سفارت کانادا در واشنگتن دیسی خدمت کرده است، موافق بود که اکثر کاناداییها از تلاش کارنی برای تقویت اقتصاد با پروژههای «ملتسازی» حمایت میکنند. او به الجزیره گفت: «من فکر میکنم آنها ایده فوقالعادهای هستند. اما ما به مشورت با ملتهای اول، متیس و اینوئیت متعهد شدهایم. هنگامی که شروع به سازش بر سر عدالت اقتصادی و اجتماعی کنیم… میتوانیم تلخی ایجاد کنیم. رهبران ملتهای اول وضعیت ما را درک میکنند و من فکر میکنم [اتاوا] میتواند با آنها کار کند.» لایتفوت گفت حتی در پروژههایی که توسط برخی ملتهای اول تأیید شدهاند، اصل حقوقی بینالمللی «رضایت آزاد، قبلی و آگاهانه» باید همچنان برای سایر جوامع متأثر اعمال شود. او گفت این «صرفاً یک الزام رویهای» برای تأیید پروژهها نیست. «این یک حق اساسی است که ریشه در خودتعیینگری مردم بومی و توانایی آنها برای تصمیمگیری در مورد مسائلی دارد که بر سرزمینها، جوامع و آینده آنها تأثیر میگذارد.» و این میتواند امیدهای کارنی را برای تسریع پروژهها در صورت عدم اجماع بومیان، به خطر بیندازد – و به طور بالقوه پروژههای تفرقهانگیزتر را در دادگاهها گرفتار کند. لایتفوت گفت: «عدم گنجاندن دانش و تصمیمگیری بومیان در مراحل اولیه فرآیند، میتواند مشروعیت و عدالت تأیید پروژهها را تضعیف کند.»
رئیس ملی AFN میگوید که رتبهبندی کارنی در میان ملتهای اول «متفاوت» است. او یک نکته مثبت را، گشادهرویی او برای ملاقات با رهبران بومی که نگرانیهای خود را مطرح میکنند، ذکر کرد. اما با توجه به اینکه بسیاری از امیدهای اقتصادی نخستوزیر به ساخت زیرساختهای «منافع ملی» در سرزمینهای ملتهای اول بستگی دارد، وودهاوس نپیناک گفت که این رابطه نیاز به مراقبت دارد. او گفت: «کارنی در رابطه شخصی خود با ملتهای اول در یک دوراهی قرار دارد. و ما درک میکنیم که حقوق ملتهای اول به روشهای جدیدی توسط این دولت تهدید میشود.» این وضعیت، بار دیگر نشان میدهد که چگونه دولتهای غربی، به بهانه توسعه و منافع ملی، حقوق اولیه و تاریخی بومیان را زیر پا میگذارند و به جای عدالت، به دنبال منافع اقتصادی خود هستند.
#کانادا #بومیان_کانادا #حقوق_بومیان #مارک_کارنی #استخراج_منابع #سیاست_استعماری #توسعه_پایدار #عدالت_اجتماعی #محیط_زیست #نقض_حقوق_بشر
