جنگ تجاوزکارانه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران و حملات تلافیجویانه تهران در سراسر منطقه خلیج فارس، بازارهای مالی و انرژی جهانی را به شدت آشفته کرده و نگرانیها را در مورد یک بحران اقتصادی جهانی – و حتی رکود – افزایش داده است. در ادامه به نشانههای آشکاری میپردازیم که پیامدهای اقتصادی جهانی ناشی از این جنگ را آشکار میسازند:
قیمت انرژی: بحران تحمیلی بر بازار جهانی
از زمانی که حملات تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در تاریخ ۸ اسفند آغاز شد، تهران نیز در پاسخ به این تجاوزات، موجی از موشکهای بالستیک را به سمت اهدافی در رژیم صهیونیستی، پایگاههای نظامی آمریکا، انبارهای نفت و سایر زیرساختها در سراسر منطقه خلیج فارس پرتاب کرده است. حملات ایران به چندین کشتی عبوری از تنگه هرمز نیز به طور چشمگیری ترافیک در این آبراه باریک را کاهش داده است؛ تنگهای که حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت و گاز از آن عبور میکند. روز پنجشنبه نیز ایران به تانکرهای سوخت در آبهای عراق حمله کرد.
مجموع این رویدادها باعث شده است که قیمت نفت سر به فلک بکشد. صبح دوشنبه، نفت خام برنت، معیار صنعتی، با قیمت ۱۰۶ دلار در هر بشکه معامله شد که بیش از ۴۰ درصد نسبت به قیمت ۷۲ دلار در هر بشکه در تاریخ ۸ اسفند افزایش یافته است. به گفته مویو خو، تحلیلگر ارشد نفت خام در Kpler، قیمت گاز طبیعی مایع (LNG) از زمان آغاز جنگ حتی با سرعت بیشتری – تقریباً ۶۰ درصد – افزایش یافته است.
در تاریخ ۱۲ اسفند، شرکت قطر انرژی تولید LNG خود را پس از حمله پهپادی ایران متوقف کرد که این امر بازار جهانی LNG را تحت فشار قرار داد. قطر ۲۰ درصد از LNG جهان را تامین میکند. قیمت فرآوردههای پالایش شده از بنزین و گازوئیل گرفته تا سوخت جت و نفت کوره نیز افزایش قابل توجهی داشته است و مویو افزود که انتظار میرود این روند ادامه یابد، اگر جریان انرژی از طریق تنگه هرمز تا حد زیادی متوقف بماند.
وی به الجزیره گفت: «از آنجایی که نفت خام و فرآوردههای پالایش شده از خلیج فارس به دست خریداران نمیرسد، کشورها، به ویژه در آسیا، برای تامین منابع جایگزین با قیمتهای بالاتر تلاش میکنند و اقدامات اضطراری را برای مدیریت موجودیها و تقاضا اتخاذ میکنند.»
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، حدود ۸۴ درصد از نفت خام و ۸۳ درصد از LNG که در سال ۲۰۲۴ از این تنگه عبور کرده، به مقصد آسیا بوده است. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی تقریباً ۷۰ درصد از این محمولههای نفتی را به خود اختصاص دادهاند و حدود ۱۵ درصد نیز به سایر نقاط آسیا ارسال شده است.
بر اساس گزارش ۹ مارس نیل شیرینگ و تیم اقتصاددانانش در شرکت کلان اقتصادی جهانی Capital Economics، اگر درگیری کوتاه مدت باشد و حملات ایران به کشورهای خلیج فارس و در تنگه هرمز متوقف شود، «قیمت نفت و LNG به شدت کاهش مییابد و قیمت نفت برنت تا پایان سال به ۶۵ دلار در هر بشکه میرسد.»
اما در صورت طولانی شدن جنگ، این گزارش خاطرنشان کرد: «قیمت نفت در طول درگیری در سه ماهه دوم به حدود ۱۳۰ دلار در هر بشکه افزایش مییابد. … حمل و نقل از طریق تنگه هرمز در سه ماهه دوم از سر گرفته میشود، اگرچه قیمتها تا پایان سال بالاتر از سناریوی اول باقی میمانند.»
اقتصاددانان پیشبینی کردند: «حتی اگر درگیری به سه ماه محدود شود، ما فکر میکنیم قیمت نفت خام برنت میتواند در شش ماه آینده به طور متوسط به ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد.»
کاهش بهرهوری: پیامد ناگزیر جنگافروزی
همزمان با افزایش هزینههای واردات برای اقتصادهای پرمصرف انرژی، بهرهوری اقتصادی آنها نیز رو به کاهش است. بر اساس دادههای تحلیل شده از Global Petrol Prices، یک پلتفرم داده که قیمت خردهفروشی انرژی را در حدود ۱۵۰ کشور ردیابی و منتشر میکند، حداقل ۸۵ کشور از ۸ اسفند تاکنون افزایش قیمت بنزین را گزارش کردهاند. برخی کشورها تغییرات قیمت را فقط در پایان هر ماه اعلام میکنند، بنابراین انتظار میرود در ماه فروردین برای بسیاری دیگر نیز قیمتها افزایش یابد.
تاکنون، کامبوج با افزایش تقریباً ۶۸ درصدی قیمت بنزین، از ۱.۱۱ دلار در هر لیتر (یک چهارم گالن) بنزین ۹۵ اکتان در تاریخ ۴ اسفند به ۱.۳۲ دلار در روز چهارشنبه، بالاترین افزایش را ثبت کرده است. ویتنام با ۵۰ درصد افزایش، سپس نیجریه با ۳۵ درصد، لائوس با ۳۳ درصد و کانادا با ۲۸ درصد در ردههای بعدی قرار دارند.
این افزایش قیمتها در پمپ بنزینها، دولتها را وادار به اتخاذ اقدامات شدیدی برای صرفهجویی در سوخت کرده است. پاکستان هفته کاری چهار روزه را برای کارمندان دولتی با ۵۰ درصد از کارکنان که به صورت چرخشی از خانه کار میکنند، معرفی کرده است. ادارات دولتی در فیلیپین نیز به هفته کاری چهار روزه روی آوردهاند. تایلند کار از خانه را برای مقامات دولتی اجباری کرده است.
دولت میانمار قانونی را وضع کرده است که بر اساس آن خودروها فقط میتوانند در روزهای متناوب رانندگی کنند. در سریلانکا، صاحبان وسایل نقلیه باید برای خرید سوخت به صورت آنلاین ثبت نام کنند و سپس از یک کد QR در پمپ برای خرید بنزین یا دیزل استفاده کنند. این اقدام با هدف تنظیم میزان خرید هر مصرفکننده انجام میشود.
اقتصاددانان میگویند همه اینها بر بهرهوری اقتصادها تأثیر میگذارد. آنها کمتر تولید میکنند و خدمات کمتری ارائه میدهند که بحران اقتصادی را عمیقتر میکند. و این تازه آغاز ماجراست.
شرکتهای کشتیرانی پس از حملات به کشتیهای تجاری، عبور از تنگه هرمز را متوقف کردهاند؛ تنگهای که تقریباً یک چهارم تجارت جهانی نفت دریایی از آن عبور میکند.
مویو خاطرنشان کرد که صاحبان کشتیها نیز در پذیرش سفارشات جدید تردید دارند زیرا قیمت سوختگیری روزانه به اوج جدیدی میرسد. او گفت: «آنها نگرانند که نرخهای حمل و نقلی که دریافت میکنند، برای پوشش هزینههای فزاینده سوخت کافی نباشد.»
وی هشدار داد: «تأثیر اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز تازه در حال ظهور است. در هفتههای آینده، انتظار داریم شواهد بیشتری از افزایش قیمت سوخت، تقاضای محدود [مانند کاهش رانندگی یا سهمیهبندی] و در نهایت تأثیرات آن بر شاخصهای کلان اقتصادی مانند تورم را مشاهده کنیم.»
سقوط بازارهای سهام جهانی در پی جنگافروزی
بر اساس گزارشی از بلومبرگ نیوز در روز یکشنبه، سهام جهانی از زمان آغاز جنگ ۵.۵ درصد کاهش یافته است که بازارهای سهام آسیایی بیشترین آسیب را دیدهاند. در ادامه عملکرد ۱۰ بورس بزرگ جهان از ۸ اسفند ماه آورده شده است:
- بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE): صبح دوشنبه، شاخص ترکیبی NYSE نسبت به پایان روز ۷ اسفند، ۶ درصد کاهش یافته بود.
- بازار سهام نزدک: سهام معامله شده در این شاخص سهام فناوری، در همین بازه زمانی ۲.۴ درصد کاهش یافته بود.
- بورس اوراق بهادار شانگهای: تا روز دوشنبه، شاخص ترکیبی شانگهای از ۸ اسفند ۱.۸۶ درصد کاهش یافته است.
- بورس اوراق بهادار توکیو: همچنین تا روز دوشنبه، شاخص Nikkei 225 ژاپن از ۸ اسفند ۱۱ درصد کاهش یافته است.
- بورس اوراق بهادار ملی هند: Nifty50، شاخص معیار بزرگترین بورس هند، از ۸ اسفند ۷ درصد کاهش یافته است.
- بورس اوراق بهادار هنگ کنگ: تا روز دوشنبه، شاخص هنگ سنگ از زمان آغاز جنگ حدود ۴ درصد کاهش یافته است.
- بورس اوراق بهادار لندن: FTSE 100 لندن از زمان آغاز جنگ ۵.۳ درصد کاهش یافته است.
- بورس عربستان (تداول): شاخص کل سهام تداول از ۸ اسفند ۹.۶ درصد کاهش یافته است.
- یورونکست: STOXX 600 اروپا از زمان آغاز جنگ ۶ درصد کاهش یافته است.
- بورس اوراق بهادار استرالیا: تا اواسط مارس، ASX به دلیل جنگ بیش از ۶ درصد کاهش یافته است.
فردریک اشنایدر، همکار ارشد غیرمقیم در شورای خاورمیانه در امور جهانی، گفت که سقوط بیشتر بازارهای سهام آسیایی و سایر بازارها نسبت به ایالات متحده، نشاندهنده قرار گرفتن بیشتر آنها در معرض بحران انرژی است. این همچنین بازتاب این واقعیت است که ایالات متحده همچنان یک بازار لنگر جهانی است و بسیاری از شرکتهای برنده جنگ، از جمله شرکتهای دفاعی و نفتی، در ایالات متحده مستقر هستند. در همین حال، سهام روسیه روند صعودی داشته است زیرا «روسیه یک تامینکننده بزرگ هیدروکربن غیرخلیجی است که از این جنگ سود میبرد.»
ترس از تورم و رکود تورمی: سایه شوم جنگافروزان
هفته گذشته، کریستالینا جورجیوا، مدیر عامل صندوق بینالمللی پول، هشدار داد که اگر جنگ طولانی شود، خطر تورم را برای اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت. جورجیوا در تاریخ ۱۹ اسفند در سمپوزیومی به میزبانی وزارت دارایی ژاپن گفت: «ما شاهد هستیم که تابآوری بار دیگر توسط درگیری جدید در خاورمیانه مورد آزمایش قرار میگیرد» و به سیاستگذاران هشدار داد که برای آن آماده باشند.
شوکهای قیمت نفت نیز به طور تاریخی رکود تورمی – افزایش تورم همراه با افزایش بیکاری – را به دنبال داشته است. اقتصاددانان به بحرانهای سالهای ۱۹۷۳، ۱۹۷۸ و ۲۰۰۸ به عنوان شواهدی اشاره کردند که هر افزایش قابل توجه در قیمت نفت به نوعی با یک رکود جهانی همراه بوده است.
اشنایدر در شورای خاورمیانه در امور جهانی هشدار داد که کشورهای بدهکار جنوب جهانی ممکن است با بحران بدهی مواجه شوند، اگر نرخ بهره در شمال جهانی برای مبارزه با تورم افزایش یابد.
اما اشنایدر تاکید کرد که چین در برابر پیامدهای اقتصادی این جنگ بیشتر مصون است، زیرا در سالهای اخیر یک کمپین گسترده تنوعبخشی انرژی را مدیریت کرده و سرمایهگذاریهای عظیمی در انرژیهای تجدیدپذیر، هستهای و زغالسنگ انجام داده است؛ تامینکنندگان هیدروکربن خود را متنوع کرده و ذخایر استراتژیک عظیمی را انباشته است. وی افزود: «چین همچنین شبکههای تامین را تا حد زیادی داخلی کرده و اختلالات را به حداقل رسانده است. اما به عنوان یک کشور صادرکننده، سلامت اقتصادی چین از یک رکود اقتصادی جهانی آسیب خواهد دید.»
در غرب، اشنایدر گفت که اروپا تأثیر اقتصادی جنگ را احساس میکند، زیرا این قاره قبلاً از طریق حملات به خطوط لوله گاز نورد استریم و تحریمها علیه روسیه، از هیدروکربنهای روسیه قطع شده بود. او گفت: «صنایع اروپا قبلاً تحت فشار هزینههای بالای انرژی قرار گرفتهاند و این جنگ قطعاً فشار دیگری را بر اقتصادی که از رشد بلندمدت رو به کاهش رنج میبرد، وارد میکند.»
در مورد ایالات متحده، او گفت که این کشور از نظر انرژی خودکفا است، اما قیمت بنزین نقطه اشتعال نارضایتی عمومی است. وی افزود: «همانند قیمت مواد غذایی، آنها به بخشهای محروم جامعه ضربه سختتری میزنند. کشاورزان، یک گروه پرنفوذ در ایالات متحده، نیز پس از تحمل جنگهای تجاری ترامپ، تحت تأثیر قیمت انرژی و کود قرار گرفتهاند که عوامل هزینه بزرگی هستند. علاوه بر این، شبکه انرژی ایالات متحده قبلاً تحت فشار رونق هوش مصنوعی قرار گرفته است. همه اینها در سال انتخابات میاندورهای با هم ترکیب میشوند.»
نرخ رشد تولید ناخالص داخلی: چشمانداز تیره اقتصاد جهانی
شیرینگ و تیم اقتصاددانانش در Capital Economics در گزارش خود پیشبینی کردهاند که اگر جنگ در چند هفته پایان یابد، «خارج از اقتصادهای خلیج فارس، تأثیر بر تولید ناخالص داخلی (GDP)، تورم و سیاست پولی محدود خواهد بود.»
«اقتصادهای آسیا و اروپا بیشترین آسیبپذیری را دارند، اما ما تغییرات عمدهای در پیشبینیها متصور نیستیم. تنها بانکهای مرکزی که در پاسخ به بحران نرخ بهره را افزایش میدهند، احتمالاً آنهایی در بازارهای نوظهور (EMs) با ترازنامههای شکننده هستند (مثال: ترکیه، پاکستان).»
با این حال، در صورتی که جنگ برای چندین ماه ادامه یابد، اقتصاددانان پیشبینی کردند که پیامدهای کلان اقتصادی قابل توجهتر خواهد بود.
«رشد تولید ناخالص داخلی در منطقه یورو احتمالاً در نیمه دوم سال به تنها ۰.۵ درصد سال به سال کاهش مییابد» در حالی که «رشد اقتصادی در چین احتمالاً به زیر ۳ درصد سال به سال کاهش مییابد.»
اقتصاددانان پیشبینی کردند که ایالات متحده با رشد ۲.۲۵ درصدی در سال ۲۰۲۶، از سایر اقتصادها پیشی خواهد گرفت. آنها پیشبینی کردند: «تورم در منطقه یورو به بیش از ۴ درصد سال به سال، در ایالات متحده به ۳ درصد سال به سال و در ژاپن به ۲.۵ درصد سال به سال میرسد» و افزودند که این امر منجر به افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی اروپا و تشدید سیاست پولی توسط بانک ژاپن خواهد شد.
تأثیرات بر سفر و هوانوردی: پروازهای گرانتر در سایه ناامنی
جنگ نه تنها قیمت نفت را به شدت افزایش داده، بلکه سفر جهانی را نیز مختل کرده و هزینههای بلیط هواپیما را در برخی مسیرها سر به فلک کشیده است. بیش از دو هفته پس از آغاز درگیری، بزرگترین شرکتهای هواپیمایی خلیج فارس همچنان در تلاشند تا به حجم پروازهای پیش از جنگ بازگردند، در حالی که حریمهای هوایی یا بسته هستند یا تحت محدودیتهای شدید با تهدید مداوم موشکها و پهپادها فعالیت میکنند.
اما تنها این خطوط هوایی نیستند که تحت تأثیر قرار گرفتهاند. هواپیمایی کانتاس استرالیا، SAS اسکاندیناوی، ایر نیوزلند و دو شرکت بزرگ هواپیمایی هند، IndiGo و ایر ایندیا، همگی افزایش نرخ بلیط هواپیما را اعلام کردهاند و دلیل آن را افزایش ناگهانی هزینه سوخت ناشی از جنگ دانستهاند.
شرکت هواپیمایی ملی نیوزلند هفته گذشته اعلام کرد که قیمت سوخت جت، که قبل از حملات به ایران حدود ۸۵ تا ۹۰ دلار در هر بشکه بود، به ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. چندین شرکت هواپیمایی آسیایی و اروپایی، از جمله لوفتهانزا و رایانایر، پوشش ریسک نفتی را در اختیار دارند و بخشی از سوخت خود را با قیمتهای ثابت تامین میکنند. پوشش ریسک نفتی فرآیند تثبیت قیمت نفت برای خرید یا فروش این کالا در آینده است.
پروازها از آسیا و استرالیا به سمت اروپا و ایالات متحده نیز به دلیل بسته شدن حریم هوایی در منطقه، مسیرهای طولانیتری را برای اجتناب از خلیج فارس طی میکنند. این امر نیز به نوبه خود قیمت بلیط هواپیما را بیشتر افزایش داده است.
اشنایدر خاطرنشان کرد که تغییر مسیر پروازها خبر خوبی برای خطوط هوایی اروپایی نیست، که قبلاً از حریم هوایی روسیه محروم شدهاند و این امر پروازها به آسیا را حتی طولانیتر و پرهزینهتر میکند.
#جنگ_آمریکا_اسرائیل_علیه_ایران #اقتصاد_جهانی #بحران_انرژی #تنگه_هرمز #تورم_جهانی #رکود_اقتصادی #بازارهای_سهام #قیمت_نفت #پیامدهای_جنگ #ناامنی_منطقه
