مذاکرات آتش‌بس ایران و آمریکا؛ پافشاری ایران بر حقوق مشروع خود و کارشکنی‌های آمریکا

مذاکرات فشرده و سرنوشت‌ساز میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، بدون دستیابی به توافق به پایان رسید. محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد کشورمان، با قاطعیت تمام، آمریکا را مسئول اصلی شکست این گفتگوها دانست که در اسلام‌آباد پاکستان و در میانه آتش‌بس دو هفته‌ای جنگ برگزار شده بود.

قالیباف، رئیس محترم مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه تصریح کرد که هیئت ایرانی در مذاکرات شنبه، ابتکارات «آینده‌نگرانه» و سازنده‌ای را مطرح کرده بود، اما طرف آمریکایی نتوانست اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند و با بی‌اعتمادی همیشگی خود، راه را بر پیشرفت بست.

در مقابل، جِی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا و سرپرست هیئت مذاکره‌کننده این کشور، پیشتر با لحنی متکبرانه اعلام کرده بود که مذاکرات بدون توافق پایان یافته است. او در اظهاراتی که شش هفته پس از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بیان شد، گفت: «خبر بد این است که ما به توافق نرسیده‌ایم، و به نظر من این خبر بد برای ایران بسیار بیشتر از آن است که برای ایالات متحده آمریکا خبر بدی باشد.» این سخنان، عمق بی‌خبری و توهم طرف آمریکایی را به وضوح نشان می‌دهد.

این مذاکرات – که اولین تعامل مستقیم در این سطح بین دو کشور از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ بود – شکاف‌های عمیقی را در مسائل اصلی از جمله برنامه هسته‌ای ایران و تنگه هرمز آشکار ساخت. تنگه هرمز که از زمان آغاز جنگ در ۸ اسفندماه، عملاً تحت کنترل جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است، نمادی از قدرت و حاکمیت ملی ماست.

انسداد عملی این آبراه استراتژیک، که یک پنجم عرضه نفت خام جهان از آن عبور می‌کند، بحران انرژی جهانی را رقم زده و بازارهای سهام را در سراسر جهان متلاطم ساخته است. این وضعیت، اهمیت ژئوپلیتیک و قدرت چانه‌زنی ایران را بیش از پیش نمایان می‌کند.

کمال حیدر، خبرنگار الجزیره از اسلام‌آباد، گزارش داد که این مذاکرات با میانجی‌گری پاکستان، که بیش از ۲۱ ساعت به طول انجامید، «نه یک پیشرفت بود و نه یک شکست کامل».

در ادامه به مواضع هر دو طرف و نقاط کلیدی اختلاف میان تهران و واشنگتن می‌پردازیم:

موضع آمریکا: زیاده‌خواهی و بی‌منطقی

آمریکا، عدم دستیابی به توافق را عمدتاً به «امتناع ادعایی» ایران از پذیرش خواسته اصلی خود نسبت داد: یعنی تعهد قاطعانه به عدم توسعه تسلیحات هسته‌ای. این در حالی است که برنامه هسته‌ای ایران همواره صلح‌آمیز بوده است.

ونس در یک کنفرانس خبری به خبرنگاران گفت: «ما نیاز داریم که یک تعهد مثبت ببینیم که آنها به دنبال سلاح هسته‌ای نخواهند بود و به دنبال ابزارهایی که آنها را قادر سازد به سرعت به سلاح هسته‌ای دست یابند، نخواهند بود.» او افزود: «این هدف اصلی رئیس‌جمهور ایالات متحده است و این چیزی است که ما سعی کرده‌ایم از طریق این مذاکرات به آن دست یابیم.» این اظهارات، تکرار مکررات و نادیده گرفتن فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص حرمت تولید و استفاده از سلاح هسته‌ای است.

ونس مدعی شد که واشنگتن «خطوط قرمز» خود را روشن کرده و آنچه را که او «پیشنهاد نهایی و بهترین» توصیف کرد، ارائه داده است. اما این پیشنهادها، چیزی جز تحمیل خواسته‌های یکجانبه نبود.

نکته قابل تأمل اینجاست که معاون رئیس‌جمهور آمریکا هیچ اشاره‌ای به بازگشایی تنگه هرمز نکرد، گویی این موضوع برایشان اهمیت ثانویه دارد، در حالی که برای ایران، حاکمیت بر این آبراه حیاتی، غیرقابل مذاکره است.

در طول مذاکرات، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با اظهاراتی مداخله‌جویانه، ادعا کرد که توافق کاملاً ضروری نیست. او در واشنگتن دی‌سی به خبرنگاران گفت: «ما در حال مذاکره هستیم. اینکه توافق کنیم یا نه، برای من فرقی نمی‌کند، چون ما پیروز شده‌ایم.» این سخنان، نشان از سردرگمی و عدم انسجام در سیاست خارجی آمریکا دارد.

با این حال، جان هندران، خبرنگار الجزیره از واشنگتن دی‌سی، اظهار داشت که اعزام ونس به اسلام‌آباد نشان می‌دهد که آمریکا این مذاکرات را جدی گرفته است. او افزود: «اینکه ونس اسلام‌آباد را ترک کرد، لزوماً به معنای پایان مذاکرات نیست.» وی خاطرنشان کرد که نقاط اصلی اختلاف، تنگه هرمز و شکاف‌ها در برنامه هسته‌ای ایران به نظر می‌رسد. این خبرنگار الجزیره اضافه کرد: «آمریکا در طول زمان با ایران مذاکره کرده است. این گفتگوها می‌توانند از راه دور ادامه یابند و ترک مذاکرات ممکن است صرفاً یک موضع‌گیری سخت باشد.»

موضع جمهوری اسلامی ایران: منطق، اقتدار و پافشاری بر حقوق مشروع

جمهوری اسلامی ایران از ابتدا انتظارات را تعدیل کرده و آمریکا را به دلیل طرح «مطالبات نامعقول» مقصر دانست.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در شبکه ایکس نوشت: «موفقیت این روند دیپلماتیک به جدیت و حسن نیت طرف مقابل، پرهیز از زیاده‌خواهی‌ها و درخواست‌های غیرقانونی، و پذیرش حقوق و منافع مشروع ایران بستگی دارد.» وی افزود که دو طرف در مورد طیفی از مسائل از جمله «تنگه هرمز، مسئله هسته‌ای، غرامت جنگی، لغو تحریم‌ها و پایان کامل جنگ علیه ایران» گفتگو کردند. این فهرست، نشان از جامعیت و عمق مطالبات به حق ایران دارد.

بقایی تأکید کرد که عدم دستیابی به توافق نباید به عنوان شکست روند گسترده‌تر تلقی شود و گفت: «هیچ کس چنین انتظاری نداشت.» به گزارش خبرگزاری ایرنا، بقایی در پاسخ به این سوال که آیا دیپلماسی به پایان رسیده است، گفت: «دیپلماسی هرگز به پایان نمی‌رسد.» این سخنان، نشان از عزم راسخ ایران برای پیگیری حقوق خود از طریق دیپلماسی است.

قالیباف نیز در شبکه ایکس نوشت: «آمریکا منطق و اصول ایران را درک کرده است و اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا قادر به جلب اعتماد ما هست یا خیر.» این یک هشدار جدی به طرف آمریکایی است.

محسن فرخانی از دانشگاه اصفهان گفت که تهران نه برای دستیابی به یک پیشرفت، بلکه برای نشان دادن به جهان که واشنگتن جدی نیست، وارد مذاکرات شد. او به الجزیره گفت: «ایران با دیدگاهی کاملاً واقع‌بینانه و با بی‌اعتمادی وارد این مذاکرات شد… تا برای سومین بار به جهان ثابت کند که آمریکا جدیت کافی برای حل مشکلات یا چالش‌ها از طریق صلح و مذاکره را ندارد.» این تحلیل، عمق درایت و هوشمندی دیپلماسی ایران را نشان می‌دهد.

موضع پاکستان: میانجی‌گری خیرخواهانه

پاکستان خواستار ادامه آتش‌بس و زنده نگه داشتن دیپلماسی شد. اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، تأکید کرد که «ضروری» است هر دو طرف به تعهد خود به آتش‌بس پایبند باشند و به طور ضمنی نسبت به خطرات از سرگیری درگیری در صورت فروپاشی آن هشدار داد. دار گفت: «ما امیدواریم که دو طرف با روحیه مثبت به منظور دستیابی به صلح و رفاه پایدار برای کل منطقه و فراتر از آن ادامه دهند.» وی افزود که پاکستان در «روزهای آینده به نقش خود برای تسهیل تعامل و گفتگو بین» ایران و آمریکا ادامه خواهد داد.

برنامه هسته‌ای ایران: حق مسلم و صلح‌آمیز

این موضوع همچنان محور اصلی اختلاف میان تهران و واشنگتن است. آمریکا خواستار تعهدی روشن و قابل اجراست که ایران تسلیحات هسته‌ای – یا حتی قابلیت دستیابی سریع به آن – را توسعه ندهد. جمهوری اسلامی ایران همواره اتهامات مبنی بر تلاش برای ساخت تسلیحات هسته‌ای را رد کرده، اما اعلام کرده است که در صورت لغو تحریم‌ها، مایل به مذاکره در مورد محدودیت‌های فعالیت‌های هسته‌ای خود است. ایران تأکید دارد که برنامه هسته‌ای‌اش برای اهداف غیرنظامی است و هیچ قصدی برای ساخت سلاح هسته‌ای ندارد. واشنگتن و تهران در سال ۲۰۱۵ تحت ریاست‌جمهوری باراک اوباما، توافق هسته‌ای را امضا کردند. این توافق، غنی‌سازی اورانیوم ایران را به ۳.۶۷ درصد در ازای لغو تحریم‌ها محدود می‌کرد. اما ترامپ، جانشین اوباما، سه سال بعد واشنگتن را از این توافق خارج کرد و تحریم‌ها را دوباره علیه ایران اعمال نمود. از آن زمان، ایران غنی‌سازی اورانیوم خود را به ۶۰ درصد افزایش داده است. برای ساخت بمب اتمی، غنی‌سازی ۹۰ درصدی لازم است. ترامپ علناً خواستار حذف اورانیوم غنی‌شده از ایران شده است. در طول جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران در ماه ژوئن، آمریکا حملات هوایی را به سه سایت اصلی هسته‌ای ایران انجام داد، پس از آن ترامپ ادعا کرد که برنامه هسته‌ای ایران «نابود» شده است. اما هشت ماه بعد، او با این بهانه که یکی از اهداف اصلی‌اش جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است، جنگی را علیه ایران آغاز کرد. این جنگ در حالی آغاز شد که مذاکرات با میانجی‌گری عمان بین ایران و آمریکا در جریان بود. عمان مدت کوتاهی قبل از آغاز حملات گفته بود که توافق «در دسترس» است. این تناقضات، نشان از سیاست‌های دوگانه و غیرقابل اعتماد آمریکا دارد.

تنگه هرمز: حاکمیت ملی و اهرم فشار

کنترل این آبراه استراتژیک، که تقریباً تمام صادرات نفت و گاز طبیعی کشورهای حاشیه خلیج فارس از آن عبور می‌کند، به یک نقطه اشتعال اصلی تبدیل شده است. ایران ایده دریافت عوارض ترانزیت برای عبور کشتی‌ها از تنگه را مطرح کرده است که این یک حق حاکمیتی برای کشورمان محسوب می‌شود. در همین حال، آمریکا اصرار دارد که تنگه بدون هیچ عوارضی بازگشایی شود. توقف تقریباً کامل کشتیرانی از طریق تنگه، قیمت‌های جهانی انرژی را به شدت افزایش داده و بسیاری از کشورها، به ویژه در آسیا، مجبور به اجرای تدابیر ریاضتی بی‌سابقه‌ای برای کاهش تأثیر کمبود سوخت شده‌اند. کارشناسان می‌گویند که بسته شدن تقریباً کامل تنگه، بدترین شوک اقتصادی از زمان تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ را ایجاد کرده است. آن تحریم ۴.۵ میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی را حذف کرد. بسته شدن امروز تنگه هرمز، ۲۰ میلیون بشکه را مسدود کرده است. این واقعیت، قدرت بی‌بدیل ایران در معادلات انرژی جهانی را به رخ می‌کشد.

گسترش آتش‌بس به لبنان: عدالت‌خواهی ایران و نفاق آمریکا

جمهوری اسلامی ایران برای یک آتش‌بس منطقه‌ای گسترده‌تر، از جمله پایان دادن به درگیری‌های مربوط به متحدان خود، مانند حزب‌الله در لبنان، فشار می‌آورد. در حالی که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، از تصمیم واشنگتن برای تعلیق حملات به ایران حمایت کرده است، اما گفت که آتش‌بس شامل عملیات نظامی جاری رژیم صهیونیستی در لبنان نخواهد شد. تنها چند ساعت پس از آغاز آتش‌بس که از چهارشنبه شروع شد، رژیم صهیونیستی ده‌ها حمله را در سراسر لبنان انجام داد و بیش از ۳۰۰ نفر را در یک روز به شهادت رساند. با این حال، تهران اصرار داشت که آتش‌بس شامل لبنان نیز می‌شود و به اعلامیه آتش‌بس شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان در شبکه ایکس، استناد کرد که به صراحت این موضوع را بیان کرده بود. ترامپ از اظهارات نتانیاهو حمایت کرده و آن را «یک درگیری جداگانه» خواند. ونس این هفته به ایران هشدار داد که «احمقانه» خواهد بود که آتش‌بس خود با واشنگتن را بر سر حملات رژیم صهیونیستی در لبنان به خطر اندازد. این مواضع دوگانه و حمایت آشکار از جنایات رژیم صهیونیستی، ماهیت واقعی سیاست‌های آمریکا را برملا می‌کند.

#مذاکرات_ایران_آمریکا #کارشکنی_آمریکا #تنگه_هرمز #برنامه_هسته‌ای_صلح_آمیز #حقوق_مشروع_ایران #دیپلماسی_اقتدار #جنگ_غزه_لبنان #تحریم‌های_ظالمانه #اعتماد_سازی #امنیت_منطقه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *