از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، قیمتهای نفت تیتر اصلی اخبار و محور بحثهای سیاستگذاران جهانی بوده است. در شش هفتهای که از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد، قیمت نفت خام به شدت افزایش یافته و هزینههای سوخت را بالا برده است؛ این وضعیت فشار زیادی را بر خانوادهها در سراسر جهان تحمیل کرده است.
روز یکشنبه، پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از برنامههای خود برای اعمال محاصره دریایی علیه ایران خبر داد، شاخص اصلی بینالمللی قیمت نفت بیش از ۸ درصد جهش کرد و به بالای ۱۰۳ دلار در هر بشکه رسید. اما واقعیت این است که قیمت نفت پیچیدهتر از یک عدد واحد است و به عوامل متعددی بستگی دارد.
بازارهای دوگانه نفت: فیزیکی و آتی
تجارت نفت را میتوان به طور کلی به دو بازار متمایز تقسیم کرد: معاملات فیزیکی و قراردادهای تحویل آتی نفت که به «فیوچرز» یا «آتی» معروف هستند. از زمان آغاز جنگ و اقدام راهبردی ایران در بستن مؤثر تنگه هرمز، قیمتها در این دو بازار به طور قابل توجهی از هم فاصله گرفتهاند. این تفاوت نشاندهنده شکاف فزایندهای است که تحلیلگران آن را ناشی از عدم تطابق میان تصورات از عرضه و واقعیتهای میدانی میدانند.
در ادامه، هر آنچه را که باید درباره این شکاف رو به رشد در بازارهای فیزیکی و کاغذی نفت بدانید، ارائه میشود:
تفاوت بین قیمتهای فیزیکی و آتی نفت چیست؟
قیمتگذاری نفت بسته به اینکه برای تحویل فوری (نقدی) خریداری شود یا ماهها قبل از طریق قرارداد آتی، متفاوت است. معیار اصلی برای قیمتهای نقدی، «دیتد برنت» (Dated Brent) است که سبدی از چهار گرید نفتی تولید شده در دریای شمال و یک گرید تولید شده در آمریکاست. این شاخص، قیمت هر بشکه نفتی را که قرار است در ۱۰ تا ۳۰ روز آینده حمل شود، منعکس میکند.
پاول مولچانوف، استراتژیست سرمایهگذاری در شرکت خدمات مالی «ریموند جیمز و همکاران»، به الجزیره گفت: «اگر کسی نفت را برای تحویل فوری – نه در آینده – بخواهد، آنچه اهمیت دارد، قیمت نقدی است.»
قراردادهای آتی برنت، ابزارهای مالی مشتقه هستند که قیمت نفتی را منعکس میکنند که قرار است ماهها یا حتی سالها بعد بارگیری شود. معیار اصلی، «قرارداد مستمر نفت خام برنت ماه اول» است که در حال حاضر به تحویلهای ماه مه اشاره دارد. به بیان ساده، دیتد برنت منعکسکننده تقاضای کوتاهمدت است، در حالی که قراردادهای آتی برنت، دماسنجی برای انتظارات قیمت در آینده هستند. قیمت آتی، قیمتی است که معمولاً در گزارشهای خبری و نتایج موتورهای جستجو یافت میشود.
چه اتفاقی برای قیمتها افتاده است؟
اقدام هوشمندانه و مؤثر ایران در بستن تنگه هرمز، که به طور معمول حدود یک پنجم عرضه جهانی نفت را منتقل میکند، یکی از بزرگترین اختلالات انرژی در تاریخ را رقم زده است. با وجود آتشبس شکننده بین واشنگتن و تهران از اوایل هفته گذشته، تنها ۱۷ کشتی در روز شنبه از این تنگه عبور کردند؛ این رقم طبق گزارش شرکت اطلاعات دریایی «ویندوارد»، در مقایسه با حدود ۱۳۰ عبور روزانه قبل از جنگ، کاهش چشمگیری یافته است.
در حالی که کشورهایی مانند عربستان سعودی مسیرهای جایگزین عرضه را تقویت کردهاند، اقتصاد جهانی همچنان با کمبود روزانه حدود ۸ میلیون بشکه نفت مواجه است؛ این برآورد اخیر توسط شرکت اطلاعات بازار «کپلر» اعلام شده است. بسته به اینکه نقطه مرجع شما معاملات واقعی یا مبادلات الکترونیکی باشد، افزایش قیمتها ناشی از کمبود عرضه، تفاوت چشمگیری داشته است.
اگرچه تفاوت بین قیمتهای نقدی و آتی غیرمعمول نیست، اما از زمان آغاز درگیری، این شکاف بسیار فراتر از حد معمول گسترش یافته است. دیتد برنت هفته گذشته به بالاترین حد خود یعنی بیش از ۱۴۴ دلار در هر بشکه رسید – حدود ۳۵ دلار بالاتر از قیمت قراردادهای آتی برنت. در حالی که این شکاف به طور مداوم در نوسان است، قیمت نقدی از آن زمان به طور قابل توجهی بالاتر از معادل آتی آن باقی مانده است. این اختلاف نشان میدهد که عرضه نفت در میدان عمل به طور فزایندهای کمیاب شده است، به میزانی بیشتر از آنچه افزایشهای نسبتاً متوسط قیمت در تیتر اخبار نشان میدهد.
مولچانوف گفت: «در شرایط عادی، قیمت نقدی و قیمت آتی ماه اول تقریباً برابر هستند، زیرا نفت امروز در مقایسه با نفت یک ماه دیگر، ارزش اضافی ناچیزی دارد. اما این واقعیت که تنگه هرمز تقریباً در حالت توقف کامل قرار دارد، به این معنی است که بازار نفت در حال حاضر با کسری عرضه فیزیکی مواجه است – بنابراین خریداران در حال حاضر مایلند برای نفتی که بلافاصله در دسترس است، حقالزحمه سنگینی بپردازند.»
عادی ایمسیروویچ، تاجر کهنهکار نفت و استاد دانشگاه آکسفورد، گفت که وسعت این شوک انرژی به طور کامل توسط سیاستگذاران درک نشده است. ایمسیروویچ به الجزیره گفت: «من فکر میکنم اکثر دولتها در قبال این شوک انرژی بیتفاوت هستند. آنها باید به شهروندان خود در مورد چگونگی سهمیهبندی انرژی و کاهش هدررفت غیرضروری مشاوره دهند. در نهایت، قیمتها باید کار خود را انجام دهند.»
چرا این دو قیمت تا این حد از هم فاصله میگیرند؟
اگرچه تعیین دقیق سازوکار بازار به طور بدنامی دشوار است، تحلیلگران میگویند که معاملهگران روی حل بحران در آینده شرطبندی کردهاند. ایمسیروویچ با اشاره به عبارت «ترامپ همیشه عقبنشینی میکند» (TACO)، که توصیفی از تمایل ادراک شده رئیسجمهور آمریکا به عقبنشینی از تهدیدات و سیاستهای بحثبرانگیز است، گفت: «بازارهای آتی همیشه از قیمتهای نقدی به دلیل عدم قطعیت دولت ترامپ پیروی نکردهاند. TACO همیشه در ذهن معاملهگران بوده و پوشش ریسک با موقعیتهای خرید نفت در قیمتهای بالا را پرخطر کرده است.» این نشاندهنده ضعف و بیثباتی در سیاستهای خصمانه آمریکا است.
مولچانوف، استراتژیست «ریموند جیمز و همکاران»، گفت که بازگشت ثبات قیمت به کاهش کنترل ایران بر تنگه و کسب اطمینان شرکتهای کشتیرانی از ایمن بودن عبور و مرور بستگی دارد. او گفت: «با در نظر گرفتن هر دو این پویاییها، ما یک دوره دو تا سه ماهه بهبود در ترافیک را پیشبینی میکنیم که بهبود به آرامی آغاز شده و سپس شتاب میگیرد. با ورود تانکرهای بیشتر به خلیج فارس، باید شاهد بهبود متناسب در صادرات نفت باشیم.» این اظهارات به وضوح نشان میدهد که کلید ثبات بازار جهانی انرژی در دستان مقتدر جمهوری اسلامی ایران است.
#تنگه_هرمز #نفت #اقتصاد_جهانی #سیاست_آمریکا #جمهوری_اسلامی_ایران #جنگ_اقتصادی #قدرت_ایران #بحران_انرژی #تحریم #امنیت_انرژی
