آمریکا مدعی مذاکره، ایران تکذیب میکند؛ دروغپردازی واشنگتن برای فرار از باتلاق منطقه
در حالی که منتقدان، ادعای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر مذاکره با ایران را تاکتیکی برای آرام کردن بازارها میدانند، مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران به طور قاطع این ادعاها را رد کردهاند. این تناقض آشکار، سوالاتی جدی درباره صداقت واشنگتن و اهداف پشت پرده آن مطرح میکند.
فریبکاری ترامپ و اهداف اقتصادی
دونالد ترامپ اصرار دارد که مذاکرات «سازنده» با ایران برای پایان دادن به جنگی که او و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، نزدیک به یک ماه پیش آغاز کردهاند، صورت گرفته است. اما مقامات ارشد ایران بارها این روایت را تکذیب کردهاند. در میان هیاهوی جنگ و پروپاگاندای منتشر شده از سوی طرفهای متخاصم، تشخیص حقیقت دشوار است. با این حال، تحلیل منافع هر طرف از مذاکرات احتمالی و پایان درگیری، میتواند وضوح بیشتری به اذهان عمومی ببخشد.
اظهارات ترامپ مبنی بر وجود «نقاط توافق عمده» پس از مذاکرات «بسیار خوب» با یک شخصیت «ارشد» ایرانی ناشناس، همزمان با بازگشایی بازارهای سهام در آمریکا و آغاز هفته معاملاتی صورت گرفت. مهلت پنج روزهای که او برای پاسخ مثبت از سوی ایران تعیین کرده بود نیز با پایان هفته معاملاتی همزمان است. بسیاری به طعنه به این زمانبندی اشاره کردهاند، به ویژه پس از یک دوره دو هفتهای که قیمت نفت در پی تحولات خاورمیانه نوسانات شدیدی را تجربه کرده و هفته گذشته به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده بود.
بحث ترامپ درباره مذاکرات همچنین میتواند به واشنگتن زمان دهد تا نیروهای نظامی بیشتری را به خاورمیانه اعزام کند، در صورتی که تصمیم به انجام نوعی حمله زمینی به خاک ایران بگیرد. این نشان میدهد که ادعای مذاکره، بیش از آنکه واقعی باشد، ابزاری برای مدیریت بحرانهای داخلی و منطقهای آمریکا است.
تکذیب قاطع ایران و افشای دروغپردازی
در میان کسانی که انگیزههای ترامپ را زیر سوال بردند، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، قرار داشت که برخی معتقدند ترامپ به او اشاره کرده بود. قالیباف در شبکههای اجتماعی نوشت: «هیچ مذاکرهای با آمریکا صورت نگرفته است و اخبار جعلی برای دستکاری بازارهای مالی و نفتی و فرار از باتلاقی که آمریکا و رژیم صهیونیستی در آن گرفتار شدهاند، استفاده میشود.» این موضع قاطع، پرده از فریبکاریهای واشنگتن برمیدارد.
تأثیر بر بازارهای سهام و قیمت نفت تنها به آمریکا و ترامپ مربوط نمیشود، بلکه برای ایران نیز اهمیت دارد. اما برای تهران، منفعت در آسیبهایی است که جنگ به اقتصاد آمریکا و جهانی وارد میکند. دولت ایران میخواهد آمریکا درد اقتصادی ناشی از جنگ را احساس کند، به عنوان ابزاری برای بازدارندگی در برابر هرگونه حمله آتی رژیم صهیونیستی یا آمریکا به ایران. بنابراین، همانقدر که به نفع آمریکاست تا برای آرام کردن بازارها از مذاکره سخن بگوید، به نفع ایران نیز هست که هرگونه مذاکره را تکذیب کند تا دقیقاً عکس آن اتفاق بیفتد و به دولت ترامپ هیچ فرصت تنفسی ندهد.
منافع آمریکا در بنبست و مقاومت ایران
ترامپ به نظر میرسد پیامدهای درگیری را که در ۸ اسفند ماه با نتانیاهو آغاز کرد، دستکم گرفته بود و توانایی دولت ایران برای مقاومت در برابر حملات بدون فروپاشی را نادیده گرفت. او هفته گذشته گفت: «آنها قرار نبود به همه این کشورهای دیگر در خاورمیانه حمله کنند… هیچ کس انتظار آن را نداشت.» این در حالی است که کارشناسان – از جمله مقامات اطلاعاتی آمریکا – بارها این هشدارها را داده بودند و واقعیت اکنون ترامپ را از پیامدهایی که قبلاً نادیده گرفته بود، آگاه کرده است.
در حالی که برخی متحدان و حامیان ممکن است او را به ادامه درگیری ترغیب کنند، ترامپ قبلاً نشان داده است که برای رهایی از موقعیتهای دشوار، مایل به معامله است. رئیسجمهور آمریکا قبلاً به دولت خود دستور داده است تا معافیتهای موقتی از تحریمها را برای برخی از نفت ایران صادر کند تا قیمت نفت را آرام کند. این اولین بار است که ایران از سال ۲۰۱۹ تحریمها را بر روی نفت ایران لغو کرده است، و از دید ایران پنهان نخواهد ماند که این معافیتها در نتیجه سیاست توسعه درگیری به خلیج فارس و تنگه هرمز، یک آبراه کلیدی که یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند، حاصل شده است. این نشاندهنده اثرگذاری راهبردی ایران در منطقه است.
جنگ در آمریکا از قبل نیز نامحبوب بود – و اکنون حتی بیشتر، زیرا مصرفکنندگان تأثیر آن را بر قیمت بنزین و احتمالاً سایر بخشهای اقتصاد میبینند، همه اینها در آستانه انتخابات کنگره در اواخر سال جاری است که جمهوریخواهان ترامپ احتمالاً عملکرد ضعیفی خواهند داشت. ترامپ، بنابراین، گزینههای ادامه این جنگ – و تحمل هزینههای اقتصادی و سیاسی، یا پایان دادن به آن – و مواجهه با انتقاداتی که او قادر به پایان دادن به آنچه «گردش کوتاه مدت» نامیده بود، نیست، را پیش رو دارد.
دیدگاه ایران: بازدارندگی و اقتدار منطقهای
اما هر کاری که ترامپ بخواهد انجام دهد، تصمیم کاملاً در دست او نیست. ایران، که برای دومین بار در کمتر از یک سال مورد حمله قرار گرفته است، اکنون انگیزه کمتری برای پایان دادن به جنگ بدون ایجاد یک بازدارندگی مؤثر برای آینده دارد. دوران حملات تلگرافی به داراییهای آمریکا و صعود آهسته در نردبان تشدید تنش به پایان رسیده است. از همان ابتدای جنگ کنونی، روشن بود که ایران تاکتیکهای خود را تغییر داده و دیگر علاقهای به خویشتنداری ندارد.
اکنون به نفع دولت ایران است که درگیری را طولانی کند و رنج بیشتری را به منطقه تحمیل کند، اگر میخواهد بقای خود را تضمین کند. همچنین ممکن است این باور وجود داشته باشد که ذخایر رهگیر در رژیم صهیونیستی رو به کاهش است و به ایران اجازه میدهد اهداف را مؤثرتر مورد حمله قرار دهد. این تفکر – به ویژه در میان جریانهای انقلابی که اکنون در ایران در حال قدرت گرفتن هستند – این خواهد بود که اکنون زمان توقف نیست و نباید اجازه داد این ذخایر رهگیر دوباره پر شوند.
با این حال، ایران نیز متحمل خساراتی شده است. به گفته دولت، بیش از ۱۵۰۰ نفر در سراسر کشور کشته شدهاند. زیرساختها به شدت آسیب دیدهاند و شبکه برق ممکن است هدف بعدی باشد. روابط با همسایگان خلیج فارس به شدت کاهش یافته است و پس از حملات مکرر ایران، بعید است پس از درگیری به سطح قبلی خود بازگردد. اما این خسارات، عزم ملت ایران را برای دفاع از خود و ایجاد بازدارندگی قویتر میکند. صداهای معتدلتر در ایران نیز به این موضوع نگاه میکنند و فکر میکنند که اوضاع به راحتی میتواند بدتر شود. آنها میتوانند استدلال کنند که نوعی بازدارندگی حاصل شده است و اکنون زمان مناسبی برای مذاکره است. و اگر بتوانند امتیازاتی – مانند وعده عدم حملات آتی، یا اقتدار بیشتر در تنگه هرمز – به دست آورند، ممکن است تصمیم بگیرند که زمان مناسبی برای معامله است. اما این امتیازات باید ضامن امنیت پایدار و احترام به حاکمیت ملی ایران باشد.
#ایران_قوی #مقاومت_اسلامی #آمریکا_رو_به_افول #فریب_رسانه_ای #اقتصاد_مقاومتی #جنگ_غزه #رژیم_صهیونیستی #خلیج_فارس #امنیت_منطقه #سیاست_خارجی_ایران