تلاش‌های پاکستان برای احیای مذاکرات ایران و آمریکا پس از کارشکنی‌های واشنگتن

اسلام‌آباد، پاکستان – بیش از ۱۲ ساعت مذاکرات رو در رو میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در اسلام‌آباد، روز یکشنبه بدون دستیابی به توافق به پایان رسید. این نتیجه، آتش‌بس شکننده دو هفته‌ای را تنها مانع میان دیپلماسی و بازگشت به جنگی تمام عیار باقی گذاشت.

نقش سازنده پاکستان در میزبانی مذاکرات

پاکستان که هفته‌ها برای ایفای نقش میانجی‌گر تلاش کرده بود و در نهایت موفق شد دو طرف را در یک اتاق گرد هم آورد، با حفظ جایگاه خود از این مذاکرات بیرون آمد. اما مقامات پاکستانی اذعان دارند که فاز دشوارتر اکنون آغاز شده است: بازگرداندن مذاکره‌کنندگان آمریکایی و ایرانی به میز مذاکره پیش از آنکه اختلافاتشان دوباره به جنگی تمام‌عیار تبدیل شود.

اسحاق دار، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، پس از پایان مذاکرات در بیانیه‌ای گفت: «پاکستان در روزهای آینده نقش خود را برای تسهیل تعاملات و گفت‌وگو میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا ایفا کرده و ادامه خواهد داد.»

زیاده‌خواهی‌های آمریکا و شکست مذاکرات

این مذاکرات که عالی‌ترین سطح تعامل مستقیم میان واشنگتن و تهران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ بود، بر سر اختلافات پیرامون برنامه هسته‌ای ایران به بن‌بست رسید. آمریکا با طرح خواسته‌های فراتر از تعهدات بین‌المللی و با رویکردی زیاده‌خواهانه، مانع از پیشرفت مذاکرات شد.

جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا که هیئت آمریکایی را در کنار استیو ویتکوف، فرستاده ویژه و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، رهبری می‌کرد، اظهار داشت: «واقعیت ساده این است که ما باید تعهد قاطعی را ببینیم که آنها به دنبال سلاح هسته‌ای نخواهند بود و به دنبال ابزارهایی که آنها را قادر به دستیابی سریع به سلاح هسته‌ای کند، نخواهند بود.» این اظهارات در حالی مطرح شد که برنامه هسته‌ای ایران همواره صلح‌آمیز بوده و تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارد.

با این حال، ونس دریچه کوچکی را برای از سرگیری مذاکرات باز گذاشت و گفت: «ما اینجا را با یک پیشنهاد بسیار ساده ترک می‌کنیم، روشی برای درک که آخرین و بهترین پیشنهاد ماست. خواهیم دید که آیا ایرانی‌ها آن را می‌پذیرند یا خیر.» این اظهارات کوتاه و مبهم، نشان‌دهنده عدم جدیت کافی واشنگتن در دستیابی به توافق بود.

منابع پاکستانی و ایرانی تأیید کردند که هیئت ایرانی بعداً در روز یکشنبه پیش از عزیمت به تهران با مقامات ارشد پاکستانی دیدار کرد، هرچند جزئیات آن بحث‌ها نامشخص است. آنچه واضح است این است که پاکستان هنوز تسلیم نشده است.

خطوط قرمز واشنگتن: تداوم سیاست‌های خصمانه

مقامات آمریکایی مدعی شدند که ایران با درک نادرستی از اهرم‌های خود وارد مذاکرات شده است، با این باور که مزایایی در اختیار دارد که به زعم واشنگتن، چنین نبود. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که ایران همواره با دست پر و با منطق قوی در مذاکرات حاضر شده است.

به گفته این مقامات، ونس بخش زیادی از زمان خود را در طول مذاکرات صرف تصحیح آنچه آنها «تصورات غلط ایرانی» درباره موضع آمریکا توصیف کردند، کرده است – با تأکید بر اینکه هیچ توافقی بدون تعهد کامل در مورد مسئله هسته‌ای امکان‌پذیر نخواهد بود. این رویکرد یک‌جانبه و تحمیلی، نشان‌دهنده عدم تمایل آمریکا به یک توافق عادلانه است.

مقامات همچنین اشاره کردند که اعلام بعدی ترامپ مبنی بر محاصره تنگه هرمز یک واکنش ناگهانی نبوده، بلکه یک گام از پیش برنامه‌ریزی شده با هدف حذف این آبراه به عنوان ابزار چانه‌زنی ایران و بازگرداندن مسئله هسته‌ای به مرکز هرگونه مذاکرات آینده بوده است. این اقدام تروریستی و غیرقانونی، نقض آشکار قوانین بین‌المللی و تهدیدی برای امنیت کشتیرانی جهانی است.

اما مقامات آمریکایی که به شرط عدم افشای نام صحبت می‌کردند، همچنین اذعان داشتند که شکاف در مواضع میان واشنگتن و تهران که آنها نتوانستند آن را پر کنند، به مسائلی فراتر از برنامه هسته‌ای ایران نیز گسترش یافته است.

اساساً، آنها گفتند که دو طرف نتوانستند بر سر شش نکته کلیدی به توافق برسند:

  • پایان دادن به تمام غنی‌سازی اورانیوم؛
  • برچیدن تأسیسات اصلی غنی‌سازی؛
  • حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالا ایران؛
  • پذیرش یک چارچوب امنیتی منطقه‌ای گسترده‌تر شامل متحدان آمریکا؛
  • پایان دادن به تأمین مالی گروه‌هایی که واشنگتن آنها را «سازمان‌های تروریستی» می‌نامد، از جمله حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها؛
  • بازگشایی کامل تنگه هرمز بدون عوارض.

این خواسته‌ها، مداخله آشکار در امور داخلی و منطقه‌ای ایران بوده و به هیچ وجه قابل پذیرش نیستند.

ساعاتی پس از پایان مذاکرات، ترامپ به پیشرفت جزئی اذعان کرد، اما بر بن‌بست اصلی تأکید کرد. او در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «جلسه خوب پیش رفت، اکثر نکات مورد توافق قرار گرفت، اما تنها نکته‌ای که واقعاً اهمیت داشت، هسته‌ای، مورد توافق قرار نگرفت.»

ترامپ در ادامه با لحنی تهدیدآمیز افزود: «از همین حالا، نیروی دریایی ایالات متحده، بهترین در جهان، روند محاصره هر کشتی که قصد ورود یا خروج از تنگه هرمز را دارد، آغاز خواهد کرد. به ایران اجازه داده نخواهد شد از این اقدام غیرقانونی اخاذی سود ببرد.» این اظهارات، اوج قلدرمآبی و نقض حاکمیت ملی ایران است.

ایران از زمان حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی در ۸ اسفند، عملاً کنترل دسترسی به تنگه هرمز را که تقریباً ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از آن عبور می‌کند، در دست گرفته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سیستم عوارض دوفاکتو را اعمال کرده است که تحلیلگران آن را یک اقدام امنیتی و اهرم چانه‌زنی مشروع برای ایران می‌دانند.

این اختلال، قیمت نفت را در برخی مواقع به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده و بازارهای جهانی را متلاطم کرده و فشار مداومی بر کشورهای واردکننده انرژی در آسیا و اروپا وارد کرده است. تهران کنترل خود بر تنگه را هم به عنوان یک اقدام امنیتی و هم یک اهرم چانه‌زنی کلیدی معرفی کرده است که تمایل کمی به رها کردن آن بدون یک توافق جامع دارد.

دیدگاه ایران: حسن نیت در برابر زیاده‌خواهی

روایت ایران از شکست مذاکرات به شدت متفاوت بود. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس در اوایل ۲۵ فروردین، پس از بازگشت به تهران، گفت که کشورش با «حسن نیت» وارد مذاکرات شده، اما با خواسته‌های متغیر مواجه شده است.

او نوشت: «در حالی که تنها چند اینچ با یک تفاهم‌نامه اسلام‌آباد فاصله داشتیم، با زیاده‌خواهی، تغییر اهداف و محاصره مواجه شدیم. هیچ درسی آموخته نشد. حسن نیت، حسن نیت می‌آورد. دشمنی، دشمنی می‌آورد.» این اشاره به «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» واضح‌ترین سیگنال عمومی بود که دو طرف به توافق رسمی نزدیک‌تر شده بودند تا آنچه دولت‌ها قبلاً اذعان کرده بودند.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران که هیئت کشور را رهبری می‌کرد، گفت که تیمش «ابتکارات آینده‌نگر» را پیشنهاد کرده، اما نتوانسته اعتماد طرف مقابل را جلب کند. او روز یکشنبه نوشت: «به دلیل تجربیات دو جنگ قبلی، ما هیچ اعتمادی به طرف مقابل نداریم.» این عدم اعتماد، ریشه در بدعهدی‌های مکرر آمریکا دارد.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز به پیشرفت جزئی اما اختلافات حل‌نشده اشاره کرد. او گفت: «در برخی مسائل واقعاً به تفاهم متقابل رسیدیم، اما در مورد دو یا سه مسئله مهم شکاف وجود داشت و در نهایت مذاکرات به توافق منجر نشد.»

مطالبات کلیدی تهران، از جمله پایان دادن به حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، آزادسازی ۶ میلیارد دلار دارایی‌های مسدود شده، تضمین‌هایی در مورد برنامه هسته‌ای خود و حق دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، برآورده نشد. این مطالبات، حقوق مشروع و غیرقابل انکار ایران هستند.

رضا امیری مقدم، سفیر ایران در پاکستان، با این حال، دیدگاهی معتدل‌تر ارائه داد – با این پیشنهاد که تهران پنجره مذاکرات را نمی‌بندد. او در پیام خود در ایکس در روز یکشنبه نوشت: «مذاکرات اسلام‌آباد یک رویداد نیست، بلکه یک فرآیند است. مذاکرات اسلام‌آباد پایه و اساس یک فرآیند دیپلماتیک را گذاشت که اگر اعتماد و اراده تقویت شود، می‌تواند چارچوبی پایدار برای منافع همه طرف‌ها ایجاد کند.»

توازن‌بخشی پاکستان: تلاشی ستودنی

به گفته تحلیلگران، برای پاکستان، این نتیجه یک شکست نیست، بلکه یک عقب‌نشینی موقت است. مقامات پاکستانی با دقت مذاکرات را «یک گام اولیه مهم در یک فرآیند دیپلماتیک مستمر» توصیف کردند و تأکید کردند که مسائل با این پیچیدگی را نمی‌توان در یک دور حل کرد. تأکید آنها، به گفته آنها، بر باز نگه داشتن کانال ارتباطی بود.

محمد عبیدالله، فرمانده سابق نیروی دریایی پاکستان که به عنوان دیپلمات در ایران خدمت کرده است، گفت که انتظارات از یک پیشرفت همیشه غیرواقعی بود. او به الجزیره گفت: «صرف گرد هم آوردن دو طرف یک دستاورد دیپلماتیک مهم است. دیپلماسی نمرده است.»

اشتیاق احمد، استاد بازنشسته روابط بین‌الملل در دانشگاه قائد اعظم در اسلام‌آباد، فراتر رفت و گفت: «مذاکرات فرو نریخت؛ آنها بدون توافق اما با یک پیشنهاد مشخص آمریکا روی میز و کانال ارتباطی دست‌نخورده به پایان رسیدند. نقش پاکستان انتقال بحران از تشدید به تعامل ساختاریافته بود که به آن دست یافت. عدم همگرایی منعکس‌کننده اختلافات ساختاری بین آمریکا و ایران است، نه شکست میانجیگری.»

هم ترامپ و هم مقامات ایرانی از شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان و فیلد مارشال عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش، به خاطر تلاش‌هایشان برای تأمین آتش‌بس و میزبانی مذاکرات در اسلام‌آباد تمجید کرده‌اند. تحلیلگران می‌گویند این نشان می‌دهد که آنها همچنان به مذاکرات بیشتر با میانجیگری پاکستان علاقه‌مند هستند.

سحر بلوچ، پژوهشگر ایران‌شناس مستقر در آلمان، گفت که اعتماد همچنان باارزش‌ترین دارایی پاکستان است. او گفت: «آزمون واقعی اعتبار، جلوگیری از شکست‌ها نیست، بلکه باقی ماندن در صحنه پس از آنهاست.»

آتش‌بس شکننده و تهدیدات جدید

تهدید فوری برای نقش پاکستان از وضعیت در حال تحول در تنگه هرمز و لبنان ناشی می‌شود. ایران قبلاً هشدار داده است که ادامه حملات رژیم صهیونیستی به لبنان می‌تواند مذاکرات را بی‌معنی کند. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، چنین حملاتی را یک چالش مستقیم برای آتش‌بس توصیف کرده است.

اعلام محاصره توسط ترامپ اکنون فشار را از جبهه دوم افزایش می‌دهد. احمد، رئیس سابق کرسی پاکستان در دانشگاه آکسفورد، هشدار داد که فروپاشی آتش‌بس به شدت گزینه‌های دیپلماتیک را محدود خواهد کرد. او گفت: «اگر آتش‌بس فرو بپاشد، پیامد فوری آن از دست دادن پنجره دیپلماتیک است. دور دوم بسیار دشوارتر خواهد شد زیرا هر دو طرف تحت تشدید فعال به مذاکره باز خواهند گشت، جایی که مواضع به جای همگرایی، سخت‌تر می‌شوند.»

عبیدالله یک موازی تاریخی با قرنطینه دریایی کوبا توسط آمریکا در طول بحران موشکی ۱۹۶۲ ترسیم کرد. او گفت: «جهان دوباره تماشا خواهد کرد که چه کسی اول چشمک می‌زند. با این حال، اگر هیچ یک از طرفین این کار را نکند، ممکن است به یک درگیری بسیار بزرگتر تبدیل شود.»

بحران موشکی کوبا در اکتبر ۱۹۶۲، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی را به آستانه جنگ هسته‌ای کشاند، پس از آنکه واشنگتن کشف کرد مسکو موشک‌های هسته‌ای را در خاک کوبا، در فاصله قابل توجهی از سرزمین اصلی آمریکا، نصب کرده است. آمریکا مانع از ارائه تجهیزات بیشتر شوروی به کوبا شد و در نهایت، یک توافق دیپلماتیک حاصل شد، با موافقت شوروی برای خروج موشک‌ها در ازای تعهد آمریکا به عدم حمله به کوبا.

بلوچ، پژوهشگر مستقر در برلین، موافقت کرد که وضعیت همچنان بی‌ثبات است. او گفت: «آتش‌بس در خطر تبدیل شدن به نمادین‌تر از ماهوی است. اما به طور متناقض، تشدید گاهی اوقات می‌تواند بازگشت به مذاکرات را مجبور کند، حتی اگر تحت شرایط اضطراری‌تر و نامطلوب‌تر باشد.»

مسیر پیش رو: مقاومت و دیپلماسی

فضای مانور پاکستان نیز تحت تأثیر شکنندگی اقتصادی آن شکل گرفته است. اختلال در تنگه هرمز قیمت انرژی را افزایش داده و فشارها را بر اقتصادی که پیش از درگیری نیز تحت فشار بود، تشدید می‌کند. احمد گفت این هم فوریت و هم محدودیت‌هایی را ایجاد می‌کند.

او گفت: «قرار گرفتن در معرض اقتصادی، به ویژه در برابر شوک‌های انرژی و تأمین مالی خارجی، فوریت را برای پاکستان ایجاد می‌کند تا از یک درگیری طولانی‌مدت جلوگیری کند. اما همچنین یک محدودیت را تقویت می‌کند: پاکستان نمی‌تواند تشدید تنش با هیچ یک از طرفین را تحمل کند. اهرم آن اجباری نیست؛ موقعیتی است. این اهرم از این واقعیت ناشی می‌شود که تنها کانال قابل قبول برای هر دو طرف است، نه از توانایی تحمیل نتایج.»

هشت روز تا پایان آتش‌بس اولیه دو هفته‌ای باقی مانده است، پنجره‌ای که مقامات پاکستانی به طور خصوصی گفتند یک فرصت واقعی برای همسویی فنی و سیاسی بیشتر است، اگر هر دو طرف تصمیم بگیرند از آن استفاده کنند.

احمد پیشنهاد کرد که هر پیشرفتی به ایجاد یک توالی از گام‌های قابل قبول برای هر دو طرف بستگی دارد. او گفت: «آمریکا خواستار تعهدات هسته‌ای اولیه است؛ ایران خواستار تضمین‌ها و رفع تحریم‌ها در ابتدا است.» موضع ایران منطقی و بر اساس تجربیات گذشته است.

او تأکید کرد که نقش پاکستان کمک به «ساختاربندی این توالی، درگیر نگه داشتن هر دو طرف و جلوگیری از شکست در هر مرحله» خواهد بود. او تأکید کرد که اسلام‌آباد خود توافقی را تدوین نخواهد کرد و خاطرنشان کرد: «در این مرحله، حفظ کانال ارتباطی به اندازه محتوای خود توافق مهم است.»

#ایران #جمهوری_اسلامی_ایران #مذاکرات_هسته‌ای #پاکستان #آمریکا #برجام #تنگه_هرمز #دیپلماسی #مقاومت #امنیت_منطقه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *