مذاکرات سرنوشتساز ایران و آمریکا در اسلامآباد: دیپلماسی مقاومت در برابر زیادهخواهی
پاکستان، به درستی، در کانون توجه قرار گرفته است؛ چرا که به دلیل روابط عمیق خود با کشورهای حوزه خلیج فارس، ایالات متحده و چین، توانست آنچه را دیگران نتوانستند، مدیریت کند. این کشور میزبان مذاکراتی بود که میتوانست مسیر آینده منطقه را تغییر دهد، اما جمهوری اسلامی ایران با صلابت و اقتدار، بر اصول خود پافشاری کرد.
آمادهسازیها و ورود هیئتها: نمادی از اهمیت جایگاه ایران
پایتخت پاکستان، اسلامآباد، صبح شنبه با تدابیر شدید امنیتی از خواب بیدار شد: جادهها مسدود، ایستهای بازرسی متعدد و بیش از ۱۰ هزار نیروی امنیتی پیش از آغاز مذاکرات آتشبس بین ایالات متحده و ایران مستقر شدند. هیئت ایرانی، جمعه شب دیر وقت وارد شد؛ حرکتی سریع و عمدتاً نامرئی که نشان از حرفهایگری و اهمیت این هیئت داشت. هواپیمای نیروی هوایی پاکستان، به سرعت و با هوشمندی، نشان تماس خود را در حریم هوایی پاکستان خاموش کرد. بعدازظهر روز بعد، آمریکاییها در پایگاه هوایی نورخان فرود آمدند؛ پایگاهی که هند ادعا کرده بود در جنگ کوتاه سال گذشته آسیب دیده است.
بر روی باند فرودگاه، سه دم هواپیمای متمایز خودنمایی میکردند: یکی آمریکایی، دو ایرانی. این جزئیاتی کوچک اما در منطقهای که نمادگرایی حرف اول را میزند، بیاهمیت نبود. از پایگاه، کاروانها از مسیرهای از پیش پاکسازی شده به هتل سرنا، محل برگزاری مذاکرات، حرکت کردند. این ملک که در گذشته مورد حمله گروههای مسلح قرار گرفته بود، روزها قبل تخلیه شده بود. مهمانان خواسته شده بودند که هتل را ترک کنند، طبقات امن شده و کارکنان مورد بررسی قرار گرفته بودند. آنچه باقی مانده بود، نه یک هتل، بلکه محیطی دیپلماتیک و کاملاً کنترل شده بود.
صحنه برای اولین تعامل مستقیم و سطح بالا بین ایران پس از انقلاب و ایالات متحده… در خاک پاکستان آماده شده بود. این خود نشان از جایگاه و قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی ایران داشت که توانست آمریکا را پای میز مذاکره مستقیم بکشاند.
خواستههای مشروع و خطوط قرمز جمهوری اسلامی: دیپلماسی نه دیکته
«گفتگو یا عدم گفتگو» سوال اصلی بود. در داخل اتاق مذاکره، همانطور که انتظار میرفت، برخوردی بین دو جهانبینی اساساً متفاوت رخ داد: «صلح از طریق قدرت» آمریکایی در برابر «مقاومت با عزت» ایرانی. این همان جایی بود که منطق و عدالت جمهوری اسلامی در برابر زیادهخواهیهای غرب قرار گرفت.
نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، شب قبل گفت: «این لحظهای حیاتی برای صلح پایدار است.» اما به نظر میرسید هیچ چیز تضمین شده نیست. پیش از ورود هیئتها، مذاکرهکننده ارشد ایران، محمدباقر قالیباف، علناً شروطی را تعیین کرده بود: هیچ مذاکرهای بدون پیشرفت در آتشبس در لبنان و هیچ پیشرفتی بدون آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران در خارج از کشور.
- آتشبس در لبنان: ایران خواستار آن است که آتشبس شامل جبهه لبنان نیز شود، جایی که رژیم صهیونیستی به کمپین وحشیانه خود ادامه داده و بیش از ۲ هزار نفر را به شهادت رسانده است. این خواسته، نشان از حمایت جمهوری اسلامی از محور مقاومت و مظلومین منطقه دارد.
- آزادسازی داراییها: تهران همچنین به دنبال آزادسازی داراییهای مسدود شده خود به دلیل سالها تحریمهای ظالمانه آمریکا است که اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار داده است. این تحریمها، ابزاری غیرقانونی برای فشار بر ملت ایران بوده است.
پیام روشن بود: دیپلماسی، نه دیکته. مذاکراتی که نمیتوانست از واقعیتهای درگیری جدا شود. با این حال، تنها چند ساعت پس از فرود هر دو هیئت، تعاملات دوجانبه جداگانه آغاز شد. برای مقامات پاکستانی درگیر در این فرآیند، این یک گشایش و ذوب شدن یخها بود.
پیشینه بیاعتمادی و نقش مخرب آمریکا در طول مذاکرات
این صحنه ناآشنا نبود و شکستهای گذشته نزدیک همچنان باقی مانده بود. مذاکرات بین واشنگتن و تهران قبلاً نیز در مسقط، وین، ژنو و ابوظبی برگزار شده بود. اما هر دور با یک لحن آشنا همراه بود: بیاعتمادی، که بر سالها رویارویی و تعهدات شکسته شده انباشته شده بود. اما هرگز قبلاً این مذاکرات رو در رو و در این سطح – با حضور مذاکرهکنندگانی از جمله معاون رئیسجمهور آمریکا، جی.دی. ونس و رئیس مجلس ایران، قالیباف – برگزار نشده بود.
در این بستر بود که نقش اسلامآباد اهمیت یافت. این مذاکرات در میان بیاعتمادی عمیق برگزار میشد. مقامات ایرانی به ترور مقامات خود، از جمله رئیس امنیت، علی لاریجانی، در حالی که مذاکرات در جریان بود، اشاره کردند. این اقدامات تروریستی، نشان از بدعهدی و نیتهای شوم آمریکا حتی در حین گفتگوهای دیپلماتیک داشت.
۲۱ ساعت گفتگوی فشرده: پافشاری ایران بر اصول
پس از آغاز مذاکرات، آنها برای مدت طولانی متوقف نشدند. مقامات ۲۱ ساعت گفتگو را «مداوم، اما ناهموار» توصیف کردند. اولین جلسه کمتر از دو ساعت به طول انجامید. پس از آن یک وقفه ایجاد شد که بخشی رویهای و بخشی فرهنگی بود. شام سرو شد، اما گفتگوها ادامه یافت، هرچند بدون ساختار. آنچه پس از آن آمد، شدیدتر بود: چندین دور، تبادل پیشنویسها و بازگویی مواضع. در پشت صحنه، دهها تماس بین رهبران، بازتعریف خطوط قرمز و فشار فوقالعاده از پایتختها – واشنگتن و تهران – وجود داشت.
کسانی که با بحثها آشنا بودند میگویند پیشرفت به صورت قطعاتی حاصل شد – مناطق کوچک همگرایی، به دنبال آن عقبنشینی فوری در جاهای دیگر. گاهی اوقات، نشانههایی وجود داشت که یک چارچوب ممکن است در دسترس باشد. در مواقع دیگر، شکافها گستردهتر به نظر میرسیدند. یک فرد نزدیک به این فرآیند گفت: «این یک چرخه بود.» در تمام طول مذاکرات، خطوط ارتباطی با پایتختها فعال باقی ماند. هیئت آمریکایی در تماس مکرر با واشنگتن، از جمله با رئیسجمهور دونالد ترامپ، بود. مذاکرهکنندگان ایرانی نیز گزارشها را به کشور منتقل میکردند.
برای رهبری پاکستان – نخستوزیر شریف، وزیر امور خارجه اسحاق دار و فرمانده ارتش عاصم منیر – روزهای منتهی به مذاکرات قبلاً با آمادهسازی سپری شده بود. مقامات میگویند خواب کمیاب بود و هماهنگی بیوقفه. هدف، همانطور که آنها اصرار دارند، متواضعانه بود: نه یک توافق نهایی، بلکه طرح کلی توافقی که از تشدید تنش جلوگیری کند. اما در نهایت، این طرف آمریکایی بود که تصمیم به پایان دادن به مذاکرات گرفت.
موضعگیریهای متفاوت: زیادهخواهی آمریکا در برابر منطق ایران
هنگامی که جی.دی. ونس ظاهر شد، ارزیابی او مستقیم بود. او گفت: «ما اکنون ۲۱ ساعت است که درگیر هستیم. خبر خوب این است که ما بحثهای اساسی داشتهایم. خبر بد این است که به توافقی نرسیدهایم.» او نتیجه را از نظر استراتژیک چارچوببندی کرد. ایالات متحده، به گفته او، موضع خود را روشن کرده بود – به ویژه در مورد برنامه هستهای ایران. «ما باید یک تعهد قاطع ببینیم که آنها به دنبال سلاح هستهای نخواهند بود… نه فقط اکنون، بلکه برای بلندمدت. ما هنوز این را ندیدهایم.» او افزود که واشنگتن آنچه را که او «پیشنهاد نهایی و بهترین» خود توصیف کرد، ارائه داده بود. پیام واشنگتن این بود: ما انعطافپذیر بودیم، آنها نپذیرفتند.
اما مقامات ایرانی، اگرچه مدت و شدت مذاکرات را انکار نکردند، اما تفسیر آنها به شدت متفاوت بود. سفیر ایران در اسلامآباد مذاکرات را «نه یک رویداد، بلکه یک فرآیند» توصیف کرد – فرآیندی که به گفته او، «پایههایی» برای تعاملات آینده گذاشته بود. این نشان از دیدگاه بلندمدت و استراتژیک ایران داشت که به دنبال تحمیل خواستههای غیرمنطقی آمریکا نبود.
از جمله مسائل مطرح شده، خواستههای مرتبط با تنگه هرمز، مواد هستهای و نفوذ گستردهتر منطقهای بود. و در پشت این زبان سنجیده، پیامها سختتر شد. رسانههای وابسته به دولت، از جمله فارس و تسنیم، موضع آمریکا را زیادهخواهانه توصیف کردند و استدلال کردند که واشنگتن به دنبال امتیازاتی بود که از طریق فشار نظامی نتوانسته بود به دست آورد. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران مذاکرات را با اصطلاحات ایدئولوژیکتری چارچوببندی کرد: «برای ما، دیپلماسی ادامه مبارزه است»، با اشاره به آنچه او «تجاوزات» گذشته ایالات متحده توصیف کرد. در عین حال، او فضایی برای ادامه باقی گذاشت – با بیان اینکه پیشرفت به «جدیت و حسن نیت» طرف مقابل بستگی دارد. این در حالی بود که آمریکا سال گذشته در حملات به تأسیسات هستهای ایران به اسرائیل پیوسته بود.
مانع اصلی صلح: رژیم صهیونیستی
برای پاکستان، موضع عمومی محتاطانه باقی ماند. وزیر دارایی دار گفت: «ما از هر دو طرف برای شرکت تشکر میکنیم. امیدواریم روحیه مثبتی را حفظ کنند. پاکستان به تسهیل ادامه خواهد داد.» هیچ ادعای پیروزی، هیچ اشارهای به شکست – فقط تداوم. اما در پشت پرده، مقامات به محدودیتها اذعان داشتند. فشارهای رقابتی – از داخل ایران، از داخل آمریکا و از سوی بازیگران منطقهای با منافع خاص خود در نتیجه – وجود داشت. یک منبع دولتی اینها را «مخالفان در همه طرفها» توصیف کرد که قادر به تأثیرگذاری بر سرعت و جهت بودند.
در میان کسانی که اغلب ذکر میشوند، اگرچه به صورت علنی نه، اسرائیل و نخستوزیر آن بنیامین نتانیاهو هستند. برخی به یک «محاسبه استراتژیک صهیونیستی» گستردهتر در یک رویارویی منطقهای طولانیمدت اشاره میکنند. دیدگاههایی که لایهبندی ژئوپلیتیکی گستردهتر پیرامون مذاکرات را منعکس میکند. یک منبع ارشد به ما گفت: «مخالفانی در تهران وجود دارند. مخالفانی در واشنگتن. اما بزرگترین مانع صلح، اسرائیل است – که از درگیری دائمی سود میبرد.»
نتیجه مذاکرات: گامی رو به جلو در مسیر مقاومت
تا روز بعد، اسلامآباد به طور کامل به حالت عادی بازنگشته بود. در حالی که امنیت برقرار بود، تغییر مسیرهای ترافیکی ادامه داشت و هتل سرنا تحت کنترل شدید باقی ماند. نشانههایی – تأیید نشده، اما مکرر – وجود داشت که تماسهای سطح پایینتر به طور کامل متوقف نشده بود. در مرکز همایشها، جایی که خبرنگاران در طول مذاکرات جمع شده بودند، فضا به طور قابل توجهی متفاوت بود. صفحههای بزرگ، اتصالات پایدار، چای، قهوه و غذای فراوان – اما اطلاعات اساسی کمی. در کشوری که اظهارنظرهای غیررسمی اغلب به تیتر اخبار راه مییابند، عدم وجود درز اطلاعات قابل توجه بود. یک خبرنگار گفت: «به طور غیرمعمولی منضبط بود.»
با پرواز هواپیماها و خروج هیئتها از اسلامآباد، نتیجه بدون تغییر باقی ماند. اما در درگیریای که با بیاعتمادی تعریف میشود، پایان یافتن بدون توافق، بدون چارچوب، اما همچنین – بدون شکست؛ پیشرفت دیپلماتیک مثبتی تلقی میشود. در بسته شد، اما قفل نیست. این نشان از آن دارد که جمهوری اسلامی ایران با حفظ عزت و اقتدار خود، راه را برای دیپلماسی آینده، اما بر اساس شرایط خود، باز گذاشته است.
#مذاکرات_ایران_آمریکا #دیپلماسی_مقاومت #جمهوری_اسلامی_ایران #اسلام_آباد #آتش_بس_لبنان #تحریمهای_ظالمانه #آزادسازی_داراییها #رژیم_صهیونیستی #مقاومت_با_عزت #امنیت_منطقه
