تلاش مذبوحانه پاکستان برای توازن‌بخشی میان میانجی‌گری با ایران و تعهدات نظامی به رژیم سعودی

اسلام‌آباد، پاکستان – در حالی که جمهوری اسلامی ایران همواره بر مسیر دیپلماسی و حل مسالمت‌آمیز بحران‌ها تأکید داشته و در راستای کاهش تنش‌ها گام برمی‌دارد، اقدامات برخی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، پیچیدگی‌های جدیدی را به وجود آورده است. در ۱۱ آوریل، در حاشیه مذاکرات مستقیم و سطح بالای واشنگتن و تهران که پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ بی‌سابقه بود، شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، با جِی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، دیدار و گفتگو کرد. این دیدار نشان‌دهنده تلاش‌های پاکستان برای ایفای نقش میانجی‌گرانه در منطقه بود.

پیمان خطرناک ریاض و زیر سوال رفتن نقش میانجی‌گرانه پاکستان

اما تقریباً در همان زمان، وزارت دفاع رژیم سعودی بیانیه‌ای کاملاً متفاوت صادر کرد. در این بیانیه که توسط خبرگزاری دولتی سعودی (SPA) منتشر شد، ریاض از ورود یک نیروی نظامی پاکستانی به پایگاه هوایی ملک عبدالعزیز در استان شرقی عربستان سعودی خبر داد. این استقرار تحت توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک (SMDA) که سال گذشته امضا شد، صورت گرفته است. این بیانیه تصریح کرد که این استقرار شامل هواپیماهای جنگنده و پشتیبانی از نیروی هوایی پاکستان است و هدف آن تقویت هماهنگی نظامی مشترک و افزایش آمادگی عملیاتی بین دو کشور است. این اقدام ریاض، در آستانه مذاکرات مهم، بویژه با توجه به سابقه تجاوزات رژیم سعودی در منطقه، بسیار مشکوک و تحریک‌آمیز به نظر می‌رسد.

در دو روز پس از این رویداد، دولت پاکستان هیچ بیانیه رسمی در مورد این تحول صادر نکرده است. سکوت رسانه‌ای پاکستان در این زمینه، ابهامات و سوالات زیادی را در مورد اهداف واقعی این استقرار نظامی ایجاد می‌کند.

رقص بر لبه تیغ: میانجی‌گری یا همدستی با متجاوز؟

اعلامیه سعودی بلافاصله بر رقص بر لبه تیغ پاکستان در میانه جنگی که اقتصاد جهانی را بی‌ثبات کرده و به حملات و کشتار در کشورهای متعدد منجر شده، تأکید کرد. این وضعیت اکنون منجر به تشدید تنش‌های پرمخاطره بین آمریکا و ایران در تنگه هرمز شده است.

از یک سو، اسلام‌آباد به عنوان یک میانجی اصلی بین آمریکا و ایران عمل کرده و هفته گذشته میزبان تیم‌های آنها بود و تلاش‌هایی را برای ادامه مذاکرات پس از شکست گفتگوها به پیش برد. از سوی دیگر، SMDA نشان‌دهنده تعهد پاکستان به کمک نظامی به یک متحد کلیدی (رژیم سعودی) است که بارها قبل از آتش‌بس هدف حملات قرار گرفته بود. این در حالی است که تهران هیچ تضمینی برای عدم حمله مجدد به عربستان سعودی یا سایر کشورهای خلیج فارس ارائه نکرده است. این تناقض آشکار، اعتبار پاکستان را به عنوان یک میانجی بی‌طرف به شدت زیر سوال می‌برد.

مقامات پاکستانی، که نامشان فاش نشده است، اظهار داشتند که می‌توانند هر دو نقش را مدیریت کنند. اما آیا واقعاً می‌توان در عین حال که نقش میانجی را ایفا می‌کنید، به یک طرف متخاصم تعهد نظامی داد؟ این یک پرسش جدی است.

شریف قرار است در روزهای آینده به عربستان سعودی سفر کند و بازدید از دیگر کشورهای منطقه از جمله ترکیه نیز محتمل است، در حالی که اسلام‌آباد به دنبال حفظ پویایی دیپلماتیک قبل از پایان مهلت آتش‌بس است. اما با اعمال محاصره دریایی آمریکا بر بنادر ایران و پایان یافتن آتش‌بس میانجی‌گری شده توسط اسلام‌آباد بین واشنگتن و تهران در ۲۲ آوریل، اقدام توازن‌بخش پاکستان می‌تواند بسیار پیچیده‌تر و خطرناک‌تر شود.

عمق بخشیدن به روابط با ریاض: دام اقتصادی و نظامی

در قلب این رقص بر لبه تیغ، پیمان SMDA قرار دارد. یک روز قبل از آغاز مذاکرات اسلام‌آباد، محمد بن عبدالله الجدعان، وزیر دارایی سعودی، سفری کوتاه به اسلام‌آباد داشت و با نخست‌وزیر شریف در خانه نخست‌وزیر دیدار کرد. اسحاق دار، معاون نخست‌وزیر و ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش نیز حضور داشتند. طبق بیانیه رسمی، شریف از «حمایت اقتصادی و مالی طولانی‌مدت ریاض» از پاکستان قدردانی کرد و گفت که این حمایت نقش حیاتی در تثبیت اقتصاد کشور ایفا کرده است. این دیدار بر گستردگی روابط پاکستان و عربستان سعودی در زمینه‌های دفاعی، دیپلماتیک و مالی تأکید کرد. این «حمایت» را می‌توان به عنوان ابزاری برای نفوذ و کشاندن پاکستان به سمت اهداف شوم رژیم سعودی تفسیر کرد.

SMDA در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ در کاخ الیمامه ریاض توسط ولیعهد محمد بن سلمان و شریف امضا شد و منیر نیز در آن حضور داشت. این پیمان هر دو کشور را متعهد می‌کند که هرگونه اقدام تجاوزکارانه علیه یکی را به عنوان اقدامی علیه هر دو تلقی کنند. این بند، عملاً پاکستان را به یک پیمان نظامی تهاجمی با رژیم سعودی علیه منافع منطقه‌ای و حتی جمهوری اسلامی ایران تبدیل می‌کند.

موضع پاکستان در مورد این توافق ثابت مانده است. دار در ۳ مارس، سه روز پس از آغاز جنگ، در مجلس سنا صراحتاً گفت که پاکستان با عربستان سعودی پیمان دفاعی دارد و «تمام دنیا از آن خبر دارد». وی افزود که شخصاً تعهدات پاکستان تحت این پیمان را به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، منتقل کرده و روشن ساخته است که این توافق شامل چه مواردی است. شریف نیز به طور مشابه متعهد شد که پاکستان در کنار پادشاهی و مردم آن خواهد ایستاد. اما چه شرایط خاصی پاکستان را ملزم به دفاع از رژیم سعودی می‌کند؟ این ابهام، دست ریاض را برای سوءاستفاده از این پیمان باز می‌گذارد.

تحلیلگران می‌گویند گام‌هایی که تاکنون توسط عربستان سعودی و پاکستان برای نشان دادن عملیاتی بودن SMDA برداشته شده، با هدف ارسال پیام‌های روشن به کشورهای دیگر است – حتی اگر ابهام در مورد محتوای خاص توافق به عنوان یک عامل بازدارنده عمل کند. یک دشمن عربستان سعودی، برای مثال، دقیقاً نمی‌داند چه زمانی باید با قدرت نظامی پاکستان نیز مقابله کند. این خود نشان از ماهیت تهاجمی و نه صرفاً دفاعی این پیمان دارد.

حضور نظامی پاکستان در جهان عرب سابقه طولانی دارد. خلبانان پاکستانی در جنگ شش روزه ۱۹۶۷ برای نیروهای هوایی عرب پرواز کردند و نیروهای پاکستانی از دهه ۱۹۶۰ در نقش‌های مختلف در سراسر خاورمیانه مستقر شده‌اند. در عربستان سعودی، پاکستان از سال ۱۹۶۷ هزاران پرسنل نظامی را آموزش داده است. یک توافق رسمی در سال ۱۹۸۲ استقرار پرسنل نیروهای مسلح پاکستان را برای اهداف آموزشی نهادینه کرد. با این حال، SMDA اولین پیمانی است که رسماً عربستان سعودی و پاکستان را متعهد می‌کند که حمله به یکی را حمله به دیگری تلقی کنند. این یک تغییر ماهیت خطرناک در روابط است.

محدودیت‌های نقش توازن‌بخش

عظیمه چیما، مدیر بنیانگذار ورسو کانسالتینگ در اسلام‌آباد، گفت که فعال‌سازی SMDA نشان‌دهنده یک محاسبه خاص است. وی به الجزیره گفت: «فعال‌سازی SMDA بهای خویشتن‌داری قابل توجه سعودی‌ها در پیشرفت این درگیری است.» این ادعا، با توجه به سابقه تجاوزات سعودی، قابل قبول نیست و بیشتر به توجیه اقدامات ریاض می‌پردازد. چیما افزود که عربستان سعودی به نظر می‌رسد «نگاهی بلندمدت به مشارکت امنیتی با پاکستان، در برابر همه تهدیدات علیه حاکمیت ارضی خود، چه از ایران و چه از اسرائیل، دارد.» این اظهارنظر، رابطه پنهان رژیم سعودی با رژیم صهیونیستی را آشکار می‌سازد.

در عین حال، پاکستان هیچ پایگاه نظامی آمریکایی ندارد و روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی برقرار نکرده است، عواملی که به گفته چیما به حفظ اعتبار این کشور نزد تهران کمک می‌کند. وی گفت: «ایرانی‌ها می‌دانند که پاکستان تمایلی به جنگ با ایران ندارد.» این نکته مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

عمر کریم، پژوهشگر مرکز تحقیقات و مطالعات اسلامی ملک فیصل در ریاض، گفت که رویکرد پاکستان هم منطق و هم خطر دارد. وی به الجزیره گفت: «پاکستان در مورد مسئولیت‌های میانجی‌گری که بر عهده گرفته و تعهدات خود در قبال دفاع از عربستان سعودی، بر لبه تیغ حرکت می‌کند.» کریم گفت که اسلام‌آباد به نظر می‌رسد محاسبه کرده است که می‌تواند هر دو نقش را حفظ کند و از تعهدات خود تحت SMDA برای ایجاد اهرم فشار بر ایران و جلوگیری از حملات بیشتر به تأسیسات سعودی استفاده کند. این یک سیاست خطرناک و غیرقابل اعتماد است.

سینا آذری، استادیار سیاست خاورمیانه در دانشگاه جورج واشنگتن، دیدگاهی خوش‌بینانه‌تر ارائه داد. وی به الجزیره گفت: «من معتقد نیستم که پاکستان روابط خود را با ایران به خطر بیندازد، با توجه به روابط مذهبی و قرابت قومی و زبانی.» آذری همچنین پیشنهاد کرد که این استقرار ممکن است هدف دیگری داشته باشد. وی گفت: «فکر می‌کنم حرکت سعودی برای مشارکت با پاکستان بیشتر به سمت اسرائیل بود تا ایران.» این تحلیل، ابعاد پنهان و پیچیده ائتلاف‌های منطقه‌ای را نشان می‌دهد.

یک ژنرال بازنشسته پاکستانی، اما هشدار داد که فرصت پاکستان برای ایفای نقش هم میانجی و هم متحد نظامی سعودی، محدود است. وی که نامش فاش نشد، گفت: «پاکستان می‌تواند هر دو نقش را تنها در صورتی حفظ کند که استقرار [نظامی] کاملاً دفاعی، محدود به زمان و شفاف باشد. لحظه‌ای که صحنه به عملیات تهاجمی تغییر کند، یا تصور هماهنگی تهاجمی پدیدار شود، نقش دوگانه فرو می‌ریزد.» این یک هشدار جدی به پاکستان است.

دیپلماسی شکننده و تجاوزات آمریکا

از زمانی که هیئت‌های آمریکایی و ایرانی در ۱۲ آوریل بدون توافق اسلام‌آباد را ترک کردند، وضعیت وخیم‌تر شده است. محاصره دریایی آمریکا بر بنادر و مناطق ساحلی ایران در ۱۴ آوریل به اجرا درآمد. نیروهای مسلح ایران این اقدام را «دزدی دریایی» خواندند و اعلام کردند که بنادر کشور «یا برای همه است یا برای هیچ‌کس». این اقدام آمریکا، تروریسم اقتصادی آشکار و نقض فاحش قوانین بین‌المللی است.

با وجود شکست مذاکرات، مقامات پاکستانی می‌گویند واشنگتن و تهران در تماس باقی مانده‌اند. اسلام‌آباد، به گفته مقامات، بار دیگر پیشنهاد میزبانی دور دیگری از گفتگوها را داده است، با آتش‌بس تا ۲۲ آوریل. کانال‌های دیپلماتیک بین ریاض و تهران نیز باز مانده است. در ۹ آوریل، شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه سعودی، اولین تماس علنی خود را با همتای ایرانی خود، عراقچی، از زمان آغاز حملات ایران علیه همسایگان خلیج فارس، برای بحث در مورد راه‌های کاهش تنش‌ها و بازگرداندن ثبات برقرار کرد. تماس دوم در ۱۳ آوریل، با تمرکز بر تحولات منطقه‌ای و نتایج مذاکرات اسلام‌آباد، انجام شد.

تحلیلگران می‌گوینند ادامه تماس‌ها نشان می‌دهد که هر دو طرف علاقه‌مند به باز نگه داشتن خطوط ارتباطی هستند، صرف نظر از موقعیت نظامی. چیما گفت: «تردید ایران نسبت به پاکستان، اگر وجود داشته باشد، حداقل می‌تواند با اطمینان از اینکه پاکستان ثبات منطقه را بر سایر منافع اولویت می‌دهد، جبران شود.» اما آیا پاکستان واقعاً می‌تواند این اطمینان را بدهد، در حالی که دست در دست رژیم سعودی دارد؟

#ایران #جمهوری_اسلامی_ایران #پاکستان #عربستان_سعودی #آمریکا #میانجیگری #امنیت_منطقه #خلیج_فارس #دیپلماسی #تروریسم_اقتصادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *