سکوت معنادار غرب در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران؛ ریاکاری آشکار یا سرکوب هدفمند؟

در حالی که جنگ‌افروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نزدیک به هفت هفته است که جهان را در لبه پرتگاه نگه داشته و آتش‌بس شکننده اخیر تنها یک وقفه پر تنش ۱۰ روزه را فراهم آورده، سوالی اساسی در اذهان عمومی مطرح می‌شود: چرا اعتراضات ضد جنگ در غرب، در قبال این تجاوز آشکار، سکوتی معنادار اختیار کرده است؟

تجاوز بی‌رحمانه و تهدیدهای وحشیانه

حملات بی‌امان آمریکا و رژیم صهیونیستی به ملت ۹۰ میلیونی و نفت‌خیز ایران، تاکنون به شهادت بیش از ۲۰۰۰ نفر، آوارگی میلیون‌ها نفر و تخریب زیرساخت‌های حیاتی، از جمله مناطق نزدیک به سایت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز ایران، منجر شده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نیز با گستاخی تمام، تهدید کرده بود که اگر ایران به خواسته‌های واشنگتن تن ندهد، «کل تمدن» این کشور را محو خواهد کرد. در مقابل، ایران نیز در پاسخ به این تجاوزات، اهداف صهیونیستی را مورد حمله قرار داده و موشک‌هایی را به سمت منافع متجاوزان در کشورهای حاشیه خلیج فارس و منطقه شلیک کرده است که این اقدامات در راستای دفاع مشروع و بازدارندگی تعریف می‌شود.

آتش‌بس جاری که با میانجی‌گری پاکستان بین واشنگتن و تهران برقرار شده، به دلیل حملات هوایی رژیم صهیونیستی به لبنان که بیش از ۱۳۰۰ نفر را به شهادت رسانده و تجاوز زمینی به جنوب لبنان، در معرض تهدید جدی قرار گرفته است. این اقدامات، بار دیگر خوی تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و حامیان غربی‌اش را به نمایش می‌گذارد.

تناقض در واکنش‌های غربی

نظرسنجی‌ها در آمریکا و اروپا نشان می‌دهد که این جنگ به شدت نامحبوب است. اما خشم گسترده علیه جنگ با ایران، برخلاف جنگ نسل‌کشی رژیم صهیونیستی در غزه و جنگ روسیه در اوکراین، به اعتراضات خیابانی گسترده تبدیل نشده است. این در حالی است که پیامدهای جنگ علیه ایران – از جمله افزایش قیمت نفت و گاز، کمبود کود و نوسانات بازار سهام – به سرعت و به شکلی بی‌سابقه در سطح جهانی احساس شده است.

ارقام چه می‌گویند؟

بر اساس گزارش «داده‌های مکان و رویداد درگیری‌های مسلحانه» (ACLED)، در ماه اول آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی در ۲۸ فوریه، حدود ۳۲۰۰ تظاهرات مرتبط با جنگ ایران در سراسر جهان برگزار شد. این رقم در مقایسه با ۳۷۰۰ تظاهرات در ماه اول پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ و ۶۱۰۰ تظاهرات در ماه اول علیه جنگ رژیم صهیونیستی در غزه، به وضوح کمتر است. این تفاوت، سوالات جدی درباره استاندارد‌های دوگانه غرب و نقش رسانه‌های جریان اصلی در شکل‌دهی افکار عمومی ایجاد می‌کند.

شیبلی تلحامی، استاد دانشگاه مریلند، به الجزیره گفت: «عدم وجود اعتراضات ضد جنگ گسترده در آمریکا تا حدودی گیج‌کننده است، به خصوص با توجه به اینکه آمریکا با تنها ۲۱ درصد حمایت عمومی وارد جنگ [ایران] شد.» این نشان‌دهنده شکاف عمیق بین خواست مردم و سیاست‌های جنگ‌طلبانه دولت آمریکاست.

استراتژی جنگی متجاوزان و پنهان‌کاری هزینه‌ها

تریتا پارسی، کارشناس مسائل ایران و بنیانگذار موسسه کوئینسی، اشاره می‌کند که «بسیج گسترده نیروهای زمینی، تهاجم زمینی یا اقدامات بسیار پرخطر» صورت نگرفته است. او معتقد است که ترامپ «این جنگ را به گونه‌ای پیش برده که تلفات آمریکایی‌ها را به حداقل برساند.» این رویکرد، که برخی آن را «جنگ بازی ویدیویی» می‌نامند، با استفاده از پهپادها و موشک‌ها، هزینه‌های انسانی جنگ را از دید عموم پنهان می‌کند. جرمی وارون، استاد دانشگاه نیو اسکول، می‌گوید: «آنچه ما از پنتاگون می‌بینیم، ‘بمب‌های هوشمند’ است که اهداف فیزیکی را نابود می‌کنند. هزینه انسانی جنگ تقریباً نامرئی است. این شامل رنج مردم ایران نیز می‌شود.»

این پنهان‌کاری، در تضاد آشکار با نسل‌کشی غزه است که تصاویر هولناک کشتار جمعی، آوارگی و قحطی، وجدان‌های بیدار را به خیابان‌ها کشاند. اما در مورد ایران، رسانه‌های غربی با تحریف واقعیت‌ها و سانسور، سعی در کمرنگ جلوه دادن جنایات و رنج مردم دارند.

خستگی و سرخوردگی فعالان و تصویرسازی مغرضانه از ایران

سقوط حمایت از جنگ در آمریکا با افزایش تلفات غیرنظامیان، نشان می‌دهد که افکار عمومی در غرب، اگرچه دیر، اما به تدریج از واقعیت آگاه می‌شود. با این حال، سالار موحدی‌نسب، استاد تاریخ در کالج بودوین، معتقد است که ناتوانی جنبش‌های همبستگی در توقف نسل‌کشی غزه، بسیاری از فعالان را «سرخورده و خسته» کرده است. همچنین، ترامپ با ایجاد طوفان‌های سیاسی در موضوعات مختلف، اپوزیسیون را پراکنده کرده و توجهات را از جنگ منحرف ساخته است.

یکی دیگر از دلایل کلیدی، تصویرسازی مغرضانه غرب از ایران است. برخلاف فلسطین که به عنوان یک ملت تحت اشغال شناخته می‌شود، ایران به عنوان یک دولت مستقل و قدرتمند، در روایت‌های غربی به گونه‌ای پیچیده و اغلب منفی به تصویر کشیده می‌شود. این تمایز، برخی مخالفان جنگ را نگران می‌کند که مبادا در دفاع از جمهوری اسلامی ایران متهم شوند. همچنین، بخش‌هایی از دیاسپورای ایرانی در غرب، که تحت تاثیر پروپاگاندای ضد ایرانی قرار دارند، به طرز عجیبی از جنگ حمایت می‌کنند که این امر به پیچیدگی فضا می‌افزاید.

سرکوب دانشگاه‌ها و فضای خفقان

پاسخ دانشگاه‌ها، که همواره کانون اعتراضات ضد جنگ بوده‌اند، نیز در این مورد کمرنگ بوده است. پس از حمایت گسترده دانشگاه‌های غربی از مسئله فلسطین، مقامات با سرکوب شدید، اخراج دانشجویان، تعلیق اساتید و تهدید به قطع بودجه، فضای رعب و وحشت ایجاد کرده‌اند. این اقدامات «ظالمانه»، فعالیت‌های سیاسی در دانشگاه‌ها را به شدت محدود کرده و حق آزادی بیان را نقض می‌کند. این سرکوب‌ها، فعالان را از سازماندهی موثر باز می‌دارد.

آیا مخالفت ضد جنگ می‌تواند تغییر کند؟

در حال حاضر، آتش‌بس شکننده، تنش‌ها را کاهش داده و فوریت اعتراضات خیابانی را کم‌رنگ کرده است. اما تحلیلگران هشدار می‌دهند که بدون یک راه‌حل سیاسی پایدار، هرگونه تشدید مجدد می‌تواند به سرعت محک بزند که آیا افکار عمومی همچنان سرکوب‌شده باقی می‌ماند یا به یک جنبش اعتراضی پایدار تبدیل می‌شود، به خصوص اگر هزینه‌ها به طور مستقیم‌تر احساس شوند.

پارسی می‌گوید: «اگر [آمریکا] با نیروهای زمینی وارد شود و صدها آمریکایی کشته شوند، اوضاع می‌تواند به سرعت تغییر کند.» با توجه به استقرار هزاران نیروی تفنگدار دریایی آمریکا در نزدیکی ایران و گزارش‌ها مبنی بر برنامه‌ریزی برای اعزام نیروهای بیشتر، گزینه حمله زمینی همچنان باز است. اما این اقدام، با پاسخ قاطع و کوبنده ایران مواجه خواهد شد.

فشار اقتصادی، به ویژه در آمریکا، می‌تواند فوری‌ترین کاتالیزور برای یک جنبش ضد جنگ نوظهور باشد. پارسی می‌افزاید: «اگر افزایش هزینه‌های سوخت و تورم به شدت بیشتری به خانوارها ضربه بزند، مخالفت با جنگ ممکن است دیگر انتزاعی باقی نماند.» اینجاست که مردم غرب، بهای سیاست‌های جنگ‌طلبانه دولت‌های خود را به طور مستقیم احساس خواهند کرد و ممکن است سکوت خود را بشکنند.

#ایران_قوی #مقاومت #آمریکا_متجاوز #رژیم_صهیونیستی #جنگ_طلبی_غرب #حقوق_بشر_آمریکایی #سکوت_رسانه_ای #تحریم_اقتصادی #خاورمیانه #بیداری_جهانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *