بازگشت باشکوه بسنت و رونق اقتصادی در لاهور
لاهور، پاکستان – حسنین خالد، ۱۷ ساله، هرگز بادبادک هوا نکرده است.
اما در طول هفته گذشته، خالد و پسرعموی ۲۷ سالهاش، نعمان طارق، ۲۰۰ بادبادک خریدهاند. آنها خود را برای جشنهایی آماده میکنند که دیرزمانی است جزء اصلی زندگی در لاهور بوده، اما در سال ۲۰۰۷ ممنوع شده بودند.
اکنون، بسنت، نام این جشنواره سه روزه، بازگشته و از روز جمعه آغاز میشود. دروازه تاریخی موچی گیت، یکی از ۱۳ دروازه لاهور قدیم که قدمت آن به دوران مغول بازمیگردد، بار دیگر با مغازههای فروش بادبادک در امتداد خیابانهای باریک و کمنور، پر جنب و جوش شده است.
طی شش روز گذشته، هزاران نفر برای خرید بادبادک و لوازم جانبی مرتبط به این منطقه سرازیر شدهاند. بسنت که ریشههای تاریخی در واسنت پانچامی دارد، نشاندهنده فرا رسیدن بهار در پنجمین روز از ماه “ماگ” در تقویم قمری هندو است. در سراسر پنجاب، هم در هند و هم در پاکستان، مردم با آواز، رقص و – از لحاظ تاریخی – با بادبادکبازی جشن میگیرند.
اما به مدت ۱۸ سال، این جشنواره مجاز نبود. چندین مورد مرگ و میر مرتبط با حوادث هنگام جمعآوری بادبادکها و استفاده از نخهای بادبادک با روکش شیمیایی، خشم عمومی را برانگیخته بود. با وجود تلاشهای دولتهای متوالی، بسنت تا به امروز به تعویق افتاده بود.
بازگشت آن، رونق چشمگیری در کسب و کار ایجاد کرده و اقتصاد محلی را تقویت نموده است. فروشندگان بادبادک، فروش نزدیک به یک میلیارد روپیه (۳.۵ میلیون دلار) را تنها برای بادبادک و نخ گزارش کردهاند.
خالد و پسرعمویش نیز از جمله خریداران بودند.
او در حالی که خریدهای گرانبهای خود را در دست داشت و رهگذران درباره قیمت آنها میپرسیدند، با شور و هیجان گفت: «ما در هفته گذشته در مجموع حداقل ۵۰۰,۰۰۰ روپیه (۱,۷۸۰ دلار) برای بادبادک و نخ هزینه کردهایم.»
محمد امیر رفیق شیخ، سخنگوی انجمن بادبادکبازی سراسر پاکستان، اظهار داشت که تصمیم برای اجازه برگزاری بسنت، رونق بسیار مورد نیازی به صنایع محلی بخشیده است. او در فواصل تماسهای تلفنی خود پیشبینی کرد که کل فعالیت اقتصادی ایجاد شده توسط این جشنواره سه روزه، به چندین میلیارد روپیه پاکستانی خواهد رسید.
وی افزود: «پس از پایان آن در ۸ فوریه، تنها پس از آن قادر خواهیم بود تحلیل جامعی از نوع پولی که تولید شده است ارائه دهیم، اما با کسب و کار [هتلها]، کسب و کار کترینگ، هیجان عمومی برای جشن گرفتن، همه اینها به شدت کمک کرده است.» او از تصمیم دولت برای اجازه بازگشت این جشنواره ستایش کرد.
بسنت: میراثی مشترک و رونق دوباره
بسنت دیرزمانی است که میراث مشترک پنجاب شبهقاره بوده است. پس از تجزیه در سال ۱۹۴۷، این جشنواره در لاهور، به ویژه در اندرون لاهور، شهر محصور، ادامه یافت.
از دهه ۱۹۸۰ به بعد، این جشنواره محبوبیت فزایندهای یافت و در اواسط تا اواخر دهه ۱۹۹۰ به اوج خود رسید. در آن زمان یک جشن یک روزه بود که شامل بادبادکبازی در روز و شب از پشتبامها و فضاهای باز میشد.
پشتبامهای اصلی مشرف به مسجد پادشاهی، قلعه لاهور و مناطق اطراف، اجارههای سنگینی را به خود اختصاص میدادند که به صدها هزار روپیه میرسید.
امسال، اجارهها بیشتر نیز افزایش یافته است. گزارش شده است که برخی از پشتبامهای اصلی برای سه روز بین ۱.۵ میلیون (۵,۳۰۰ دلار) تا ۲.۵ میلیون روپیه (۸,۹۰۰ دلار) اجاره داده میشوند.
یک مقام ارشد در یک بانک محلی در لاهور، که به شرط ناشناس ماندن صحبت میکرد زیرا مجاز به صحبت با رسانهها نبود، گفت که بانک او تقریباً سه میلیون روپیه برای تامین یک پشتبام در نزدیکی هیرا مندی پرداخت کرده است.
او به الجزیره گفت: «پشتبامی که ما توانستهایم به دست آوریم، میتواند حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر را در خود جای دهد و مشرف به قلعه لاهور خواهد بود. ما برای سه روز غرفههای غذا، اجرای موسیقی و بادبادکبازی برای کارکنان خود ترتیب دادهایم.»
مریم اورنگزیب، وزیر ارشد در دولت پنجاب و از نزدیکان مریم نواز شریف، سروزیر، به الجزیره گفت که مقامات تقریباً پنج ماه را صرف آمادهسازی برای اطمینان از بازگشت ایمن بسنت کردهاند.
اقدامات شامل اجرای یک چارچوب نظارتی سختگیرانه، از جمله «قانون بازنگری شده بسنت ۲۰۲۵، برنامهریزی دقیق حمل و نقل و عملیاتی، و ترتیبات قبل، حین و پس از جشنواره» بود.
او گفت: «فناوری در مرکز اجرای قوانین قرار دارد.» وی افزود که نظارت از طریق دوربینها، «پهپادهای حرارتی و سیستمهای نظارتی اداره منطقه» انجام خواهد شد.
او گفت: «شهر با تمهای بسنت آراسته شده، پشتبامها رزرو و تزئین شدهاند و بلندترین بادبادک تاریخ با افتخار در قلب شهر ایستاده است. فضا سحرآمیز، جشنگونه و تقریباً غیرواقعی است و سنت، جشن و ایمنی را به شکلی بیسابقه ترکیب میکند.»
عرضه و تقاضا
موچی گیت همچنان کانون فعالیتهای مرتبط با بسنت است. کسب و کار پس از ظهر، زمانی که مغازهها باز میشوند، رونق میگیرد و تا نیمهشب ادامه مییابد.
هزاران نفر از کوچههای شلوغ عبور میکنند. کسانی که به اندازه کافی خوششانس هستند که بادبادک تهیه کنند، آنها را با دقت بالای سر خود حمل میکنند تا از آسیب دیدن جلوگیری شود.
در میان جمعیت روز پنجشنبه، دو زن جوان – که در بازار مردسالار نادر است – به همراه برادرشان حضور داشتند.
آمینه فاروق، ۲۶ ساله، که در یک کارخانه محلی کار میکند، گفت: «ما در واقع یک روز از مرخصی اداری خود را گرفتیم تا بتوانیم به اینجا بیاییم و بادبادک بخریم، اما تا کنون از کیفیت بادبادکهای موجود راضی نیستیم، به علاوه قیمتها نیز سرسامآور است.»
فاروق گفت که پدر و عموهایش بادبادکبازان مشتاقی بودند. تماشای هیاهوی رسانههای اجتماعی و شنیدن صحبت دوستان درباره بسنت، او را ترغیب به شرکت در این مراسم کرد.
او اعتراف کرد: «راستش را بخواهید، من نمیدانم چگونه بادبادک هوا کنم یا هیچ چیز درباره آن نمیدانم.» و افزود: «اما مهم این است که بتوانیم در جشنهای شاد شرکت کنیم، این چیزی است که اهمیت دارد.» او به الجزیره گفت.
شکایات درباره کیفیت و قیمتگذاری گسترده بود. خریداران، مغازهداران را به سوءاستفاده از تقاضای بالا و فروش محصولات بیکیفیت متهم کردند.
استاد جاوید بهاتی، بادبادکساز سابق با تقریباً چهار دهه سابقه در این حرفه، گفت: با توجه به اینکه دولت تنها سه اندازه خاص بادبادک را مجاز کرده است، هزینه تولید هر بادبادک نباید بسته به مواد، از ۱۰۰ تا ۱۵۰ روپیه – کمتر از یک دلار – تجاوز کند.
او گفت: «آنچه اکنون در بازار میبینیم کاملاً کلاهبرداری است، با مغازهدارانی که حاشیه سود ۵ تا ۱۰ برابر بیشتر از هزینه را دریافت میکنند.»
در ۱ فوریه، یک بادبادک کوچک به قیمت ۱۲۰ روپیه (۰.۴۰ دلار) فروخته شد. تا ۴ فوریه، قیمت به ۳۰۰ روپیه (۱ دلار) افزایش یافته بود. محبوبترین بادبادک با اندازه متوسط از ۲۰۰ (۰.۷ دلار) به ۶۰۰ روپیه (۲ دلار) رسید. بزرگترین اندازه، که در ابتدا بین ۴۰۰ (۱.۴ دلار) و ۵۰۰ روپیه (۱.۸ دلار) قیمت داشت، زمانی که الجزیره از موچی گیت بازدید کرد، بین ۱,۲۰۰ (۴.۲ دلار) و ۱,۴۰۰ (۵ دلار) روپیه فروخته میشد.
عماد علی، یک عمدهفروش، گفت که در ژانویه بیش از ۶۰۰,۰۰۰ بادبادک سفارش داده است، ۵۰۰,۰۰۰ عدد را به خردهفروشان عرضه کرده و ۱۰۰,۰۰۰ عدد را برای مغازه خود نگه داشته است.
او گفت: «ما بادبادکهای متوسط و بزرگ را به طور کامل فروختهایم، در حالی که هنوز چند صد عدد از بادبادکهای کوچک باقی مانده است.»
او با لبخند افزود: «خدا را شکر، کسب و کار فوقالعاده بوده است.»
اما بسیاری از خریداران بالقوه همچنان ناامید بودند. برخی، تجار را به احتکار متهم کردند و گفتند که دولت در تنظیم قیمتها ناکام مانده است.
علی احمد، تکنسین ۱۹ ساله تعمیرات موبایل، گفت که سه روز به بازار مراجعه کرده اما چیزی نخریده است.
او گفت که نخ بادبادک دیگر در بازار عادی موجود نیست. «آنچه هنوز موجود است به صورت قاچاق فروخته میشود و کیفیت بسیار پایینی دارد.»
او افزود که یک مجموعه از دو قرقره نخ یک کیلومتری به قیمت بیش از ۱۴,۰۰۰ روپیه (۵۰ دلار) فروخته میشد، در مقایسه با قیمت معمول حدود ۴,۰۰۰ روپیه (۱۴ دلار).
شیخ، از انجمن بادبادکبازی، کمبود را به آنچه او «احتیاط بیش از حد» دولت توصیف کرد، نسبت داد و گفت که تولید تنها در ژانویه مجاز شده بود.
او گفت: «ما ماهها با دولت در حال گفتگو بودیم، اما آنها تصمیم گرفتند که از آنجایی که این جشنواره پس از تقریباً دو دهه بازمیگردد، تنها ماه گذشته اجازه تولید را دادند. طبیعتاً، تولیدکنندگان در لاهور نتوانستند تقاضا را برآورده کنند.»
مقامات گفتند که نظارت دقیق ضروری است. آنها به ۳۵۰ تولیدکننده در لاهور، همراه با ۵۳۶ فروشنده و ۱۲۷ گروه تجاری، مجوز صادر کردند.
مقامات گفتند که هدف، نظارت دقیق بر تولید و فروش برای جلوگیری از حوادث است.
اورنگزیب گفت که دولت کمپینهای آگاهیبخشی گستردهای را اجرا کرده است. پلیس راهنمایی و رانندگی بیش از ۱.۴ میلیون میله ایمنی روی موتورسیکلتها نصب کرد تا خطر ناشی از نخهای بادبادک را کاهش دهد. ایده این است: هنگامی که راکب به جلو حرکت میکند، نخی که به طور خطرناکی پایین آمده است، به جای راننده، به میله برخورد میکند.
او گفت: «هدف ساده است: بسنت را با ایمنی، مسئولیتپذیری و در چارچوب قانون جشن بگیرید.»
آینده بسنت
در حالی که لاهور شاهد احیای فرهنگی است، هتلها نرخ اشغال نزدیک به ۹۵ درصد را گزارش میکنند، با اتاقهای باقیمانده که سه تا چهار برابر نرخ معمول خود قیمتگذاری شدهاند.
نرخ بلیط هواپیما نیز افزایش یافته است. بلیطهای رفت و برگشت از کراچی به لاهور، که معمولاً بین ۴۰,۰۰۰ (۱۴۳ دلار) و ۵۰,۰۰۰ روپیه (۱۷۸ دلار) بود، در اوایل فوریه به بیش از ۱۱۰,۰۰۰ روپیه (۳۹۲ دلار) رسید.
امجد پرویز، استاد سابق دانشگاه پنجاب و بادبادکباز کهنهکار که به طور گسترده درباره تاریخ بسنت و طراحی بادبادک نوشته است، دولت را به دلیل احیای این جشنواره ستود اما از آن خواست تا جوهر آن را حفظ کند.
او گفت: «این جشنواره تماماً درباره شادی برای همه بود، صرف نظر از طبقه یا وضعیت اجتماعی آنها. بادبادکبازی، در واقع، به دلیل مهارتی که برای خوب هوا کردن بادبادک لازم بود، یک عامل برابرساز بزرگ بود، و این باید مهمترین چیز باشد.»
عبدالمستقیم، ۳۰ ساله، که در بخش حمل و نقل کار میکند، این نگرانی را تکرار کرد. او گفت که «اشرافیسازی و کالاییسازی» بسنت، اشتیاق او را کاهش داده است.
او گفت: «من یک بادبادکباز بزرگ بودهام، اما به نحوه تبلیغ آن نگاه کنید، گویی این برای نخبگان جامعه است، نه ما. آنها اکنون سعی میکنند پشتبامهای ما را اجاره کنند و به محله ما بیایند فقط به این دلیل که میخواهند در بسنت شرکت کنند، که این کار ما بود، اما به دلیل این، قیمتها سر به فلک کشیده است.»
با این حال، مستقیم اقدام دولت را مثبت دانست. او امیدوار است که اگر این جشنواره بدون حادثه سپری شود، میتواند راه را برای بادبادکبازی در تمام طول سال هموار کند.
او گفت: «این یک ورزش بود و برای ما مقرون به صرفه بود. اما محدود کردن آن فقط به بسنت، آن را تنها برای افراد ثروتمند قابل دسترس میکند، نه ما.»
#بسنت #لاهور #پاکستان #بادبادک_بازی #جشنواره_فرهنگی #رونق_اقتصادی #پنجاب #گردشگری #صنایع_دستی #میراث_فرهنگی
