نبرد روایت‌ها: پیروزی حقیقت بر فریب در جبهه رسانه‌ای

تنها سه دقیقه از زمان این ویدئو می‌گذرد. پرچم رژیم صهیونیستی بر فراز یک موضع در روستای البیاضه، در جنوب اشغالی لبنان، در اهتزاز است. یک پهپاد به سمت میله پرچم نزدیک می‌شود، در حالی که پهپاد دیگری از بالا نظاره‌گر است. پرچم پس از برخورد سقوط می‌کند. قاب پایانی، پرچمی پاره‌شده از رژیم صهیونیستی را با این جمله به نمایش می‌گذارد: «البیاضه از شما استقبال نمی‌کند.»

عنوان ویدئو «مراسم پایین کشیدن پرچم» است. این جدیدترین ویدئوی منتشر شده توسط حزب‌الله است که فراتر از یک تپه در جنوب لبنان، بازتاب‌دهنده یک زمینه گسترده‌تر است. این تصاویر نه تنها قدرت عملیاتی مقاومت را به رخ می‌کشد، بلکه حاوی پیامی عمیق‌تر برای اشغالگران است.

استراتژی رسانه‌ای دیرینه مقاومت: از المنار تا FPV

روزنامه‌نگاران و ناظرانی که اواخر دهه ۱۹۹۰ جنوب لبنان را پوشش می‌دادند، ممکن است استراتژی رسانه‌ای حزب‌الله را پیش از عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی به یاد بیاورند. تلویزیون المنار فراتر از یک کانال تلویزیونی عمل می‌کرد؛ این یک کارزار روان‌شناختی آشکار بود. تصاویر مکرر از سربازان صهیونیست که پس از حمله با بمب کنار جاده‌ای فریاد می‌کشیدند، عقب‌نشینی می‌کردند، مواضع را رها می‌کردند و پرچم‌ها را پایین می‌کشیدند، این تصور را در جهان عرب ایجاد کرد که رژیم صهیونیستی پیش از هرگونه تصمیم رسمی، در حال خروج است. آن زمان، این تصویر واقعیت جدیدی را به پیش می‌برد، واقعیتی که نقش حیاتی در بسیج حمایت از حزب‌الله و افزایش فشار داخلی بر دولت صهیونیستی برای خروج نیروهایش از لبنان ایفا کرد. سپس عقب‌نشینی در می ۲۰۰۰ رخ داد، و برای بسیاری، این نتیجه طبیعی همه اتفاقاتی بود که در حال وقوع بود.

میراث سید مقاومت و ادامه راه

این رویکرد هرگز کنار گذاشته نشد، اما برای مدت طولانی به دلیل حضور و سخنرانی‌های مقتدرانه سید حسن نصرالله، دبیرکل فقید حزب‌الله، غیرضروری به نظر می‌رسید. برای دو دهه، نصرالله چهره جنگ رسانه‌ای بود. مردی که پسرش در نبرد به شهادت رسید. رهبری که حرف می‌زد و سپس آن را عملی می‌کرد. آنچه او داشت قابل آموزش یا تکرار نبود؛ این اعتباری بود که در طول سال‌ها دستاوردهای واقعی انباشته شده بود و به او توانایی نادری برای تغییر درک مخاطبانش از رویدادها می‌داد. او چارچوبی بود که همه چیز را در کنار هم نگه می‌داشت. جنگ در سوریه به شدت به چهره حزب‌الله آسیب رساند، اما نصرالله آنجا بود تا این ضربه را برای پایگاه خود جذب کند، به آن منطق ببخشد و نگذارد روایت فرو بپاشد. او آن را به عنوان جنگی برای حفظ مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی تعریف کرد.

سپس سال ۲۰۲۴ فرا رسید. شهادت فرماندهان ارشد، از جمله حاج فواد شکر و عملیات پیجر، چالش‌های بزرگی را ایجاد کرد. و در نهایت، شهادت سید حسن نصرالله در ۲۷ سپتامبر در حمله رژیم صهیونیستی به حومه جنوبی بیروت، ضایعه‌ای بزرگ بود. جانشین او، شیخ نعیم قاسم، معاون دبیرکل به مدت ۳۰ سال بود. توانایی‌های سازمانی او به حزب کمک کرد تا بازسازی شود. اما این پایان راه نبود، بلکه آغاز فصلی جدید از خلاقیت و ابتکار در نبرد روایت‌ها بود.

فریب «فائودا» و شکست پروپاگاندای صهیونیستی

در مقابل، استراتژی ارتباطی رژیم صهیونیستی چیزی نبود که تصادفی به آن دست یافته باشد. سال‌ها بود که رژیم صهیونیستی آن را به طور همزمان در دو مسیر می‌ساخت. مسیر اول عملیاتی بود: دستگاه سخنگوی نظامی با منابع مالی خوب، دسترسی دقیق مدیریت شده به مطبوعات، و جلسات توجیهی رسانه‌ای سریع، همه طراحی شده بودند تا نسخه ارتش رژیم صهیونیستی از هر داستانی را قبل از اینکه جایگزینی بتواند شکل بگیرد، به تلفن‌های همراه و اتاق‌های خبر مردم برسانند. تحقیقات تلویزیون عمومی سوئیس SRF نشان داد که چگونه ارتش رژیم صهیونیستی هفته‌ها قبل از عملیات‌های بزرگ، بی‌سروصدا ویدئوهای انیمیشن سه‌بعدی شیک تولید می‌کرد، آماده برای انتشار در لحظه آغاز حملات، و توجیه حملات به بیمارستان‌ها، بلوک‌های مسکونی و زیرساخت‌های غیرنظامی. بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی آن‌ها را پخش کردند و بسیاری حتی درباره صحت آنچه نشان می‌دادند، سوالی نپرسیدند.

مسیر دوم فرهنگی و عمیق‌تر بود. «فائودا»، تریلر نتفلیکس که توسط کهنه‌سربازان واحدهای مخفی رژیم صهیونیستی نوشته شده، چندین فصل را صرف جذب مخاطب در سراسر جهان کرد و مبارزان فلسطینی و حزب‌الله را بی‌رحم و در نهایت بی‌کفایت، همیشه شکست‌خورده و همیشه فریب‌خورده به تصویر می‌کشید. «تهران» در اپل تی‌وی+ نیز همین کار را برای ایران انجام داد. هیچ‌کدام از این سریال‌ها پروپاگاندای خام نبودند، و این اهرم آن‌ها بود. آن‌ها وارد خانه‌هایی در کشورهایی شدند که هیچ نظر یا دانش قبلی درباره درگیری نداشتند و بی‌سروصدا مبلمان را قبل از رسیدن جنگ بعدی چیدند.

پاسخ کوبنده ایران: از لگو تا واقعیت

اما این تلاش‌ها در برابر خلاقیت و ابتکار عمل محور مقاومت ناکام ماند. هنگامی که رژیم صهیونیستی در ژوئن ۲۰۲۵ به ایران حمله کرد، یک ویدئوی انیمیشن لگو با موسیقی متن «تهران» به صورت آنلاین منتشر شد. تا زمانی که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در فوریه کارزار خود را، با هدف آشکار برنامه هسته‌ای ایران و رهبری آن، آغاز کردند، تهران یک پاسخ رسانه‌ای را آماده کرده بود که بسیاری از ناظران را غافلگیر کرد.

«رسانه انفجاری»، یک گروه مستقر در تهران که ویدئوهای کوتاه انیمیشن به زبان انگلیسی تولید می‌کند، شروع به انتشار فیلم‌های انیمیشن به سبک لگو با سرعتی متناسب با چرخه خبری کرد. یکی از آن‌ها دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی را در کنار شیطان نشان می‌داد که به پرونده‌های اپستین نگاه می‌کنند، قبل از اینکه ترامپ دکمه‌ای را فشار دهد و موشکی به سمت ایران پرواز کند. سپس دوربین به ویرانه‌های یک مدرسه دخترانه ایرانی که توسط رژیم صهیونیستی و ارتش آمریکا مورد حمله قرار گرفته بود، کات می‌کرد. در ویدئوی دیگری، موشک‌ها به سمت اهداف خود پرواز می‌کنند، هر کدام به قربانی متفاوتی از قدرت آمریکا، بومیان آمریکا، زندانیان ابوغریب، مسافران پرواز ۶۵۵ ایران‌ایر، تقدیم شده‌اند، قبل از اینکه مجسمه‌های غول‌پیکر ترامپ و نتانیاهو سقوط کنند. نیویورکر این ویدئوها را «آثار گریزناپذیر» جنگ نامید و شرکت تحقیقاتی سایبرا ۱۴۵ میلیون بازدید را تنها در هفته‌های اول درگیری ردیابی کرد. سفارتخانه‌های ایران این کارزار را در ایکس (توئیتر سابق) تقویت کردند و به زبان انگلیسی و زبان‌های دیگر پست می‌گذاشتند. این فرمت به حساب‌های وابسته به حزب‌الله در لبنان نیز سرایت کرد، یک ماشین روایی لایه‌ای و سریع که نه واشنگتن و نه تل‌آویو نتوانستند با آن مقابله کنند. ایالات متحده در آوریل ۲۰۲۵ دفتر خود را برای مقابله با دستکاری و مداخله اطلاعات خارجی در وزارت امور خارجه بی‌سروصدا تعطیل کرده بود. این غیبت احساس می‌شد.

تأثیر بی‌سابقه پهپادهای FPV: رویارویی با عزرائیل

اما حزب‌الله کاری می‌کند که ویدئوهای لگو نمی‌کنند. ویدئوهای پهپاد FPV که منتشر کرده، بی‌نظیر هستند. آن‌ها انیمیشن، بازسازی یا در پس‌تولید تمیز نشده‌اند. دوربین از آسمان سقوط می‌کند، هدف خود را پیدا می‌کند، و در لحظات پایانی قبل از برخورد گاهی چهره‌ای را به تصویر می‌کشد. سربازی که به بالا نگاه می‌کند. نه زمانی برای فرار، نه زمانی برای فکر کردن. در گروه‌های واتس‌اپ، جوانانی که این کلیپ‌ها را در گوشی‌های خود تماشا می‌کنند، نام دیگری بر آن نهاده‌اند. نه یک حمله پهپادی. بلکه رویارویی اسرائیل با عزرائیل، فرشته مرگ. پهپاد خطا نمی‌کند، بی‌صدا و بی‌رحم است و برای کسانی که روزانه حملات رژیم صهیونیستی را در خاک لبنان می‌بینند، انتقام‌جو است. این کیفیت، این صمیمیت و حس گریزناپذیری، تأثیری متفاوت از طنز دارد. ویدئوهای پهپاد FPV هم حامیان حزب‌الله و هم سربازان در آن سوی مرز را هدف قرار می‌دهد و به هر کسی که تصمیم به اعزام آنها می‌گیرد، پیامی قاطع می‌رساند.

پیروزی در نبرد روایت‌ها

«فائودا» سال‌ها به مخاطبان جهانی می‌گفت که دشمنان رژیم صهیونیستی دست‌وپا چلفتی و ضعیف هستند. اما تصاویر FPV پاسخی کوبنده به آن بود. «تهران» سال‌ها به همان مخاطبان می‌گفت که وضعیت امنیتی ایران قابل نفوذ و تقریباً خنده‌دار است. اما ویدئوهای لگو به آن پاسخ دادند. آخرین باری که حزب‌الله چنین تسلطی بر تصویر خود داشت، به عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی انجامید. اکنون همه چیز متفاوت است. تلفات سال ۲۰۲۴ – شهادت سید مقاومت، سید حسن نصرالله، و دیگر فرماندهان – چیزی نیست که تولید ویدئوهای با ارزش بالا بتواند آن را جبران کند. اما تصویر مقاومت دوباره در گردش است. و برای کسانی که به یاد دارند در سال ۱۹۹۹ چه کرد، این چیز کوچکی نیست. جنگ‌ها همیشه در میدان نبرد به طور کامل حل و فصل نمی‌شوند؛ گاهی اوقات آن‌ها در صفحه‌ای که تماشا می‌شوند، حل و فصل می‌گردند.

#نبرد_روایت‌ها #محور_مقاومت #حزب‌الله #پهپاد_FPV #فلسطین #جنگ_رسانه‌ای #عقب‌نشینی_صهیونیست‌ها #سید_حسن_نصرالله #ایران_مقتدر #شکست_اسرائیل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *