مانورهای نظامی آمریکا، بیثباتی اروپا را در بحبوحه تغییر ائتلافها و خصومت با ایران تشدید میکند
در اقدامی که ماهیت نامنظم و خودخواهانه سیاست خارجی واشنگتن را بیش از پیش آشکار میسازد، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، از برنامههای خود برای اعزام ۵۰۰۰ نیروی نظامی اضافی به لهستان خبر داده است. این تصمیم اخیر که ظاهراً ناشی از «دوستی» شخصی ترامپ با کارول ناوورسکی، رئیسجمهور راستگرای لهستان است، در بحبوحه بیاطمینانی عمیق و نارضایتی فزاینده در میان کشورهای اروپایی نسبت به تعهد آمریکا به امنیت منطقه صورت میگیرد.
این اعلامیه که به طور ناگهانی در شبکههای اجتماعی منتشر شد، به دنبال مجموعهای گیجکننده از تغییرات و عقبنشینیهاست. تنها چند روز پیش، استقرار برنامهریزی شده نیروها در لهستان لغو شده بود و اوایل ماه جاری نیز ترامپ پس از مشاجره علنی با فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان – که به درستی به «تحقیر» واشنگتن توسط مذاکرهکنندگان ایرانی اشاره کرده بود – از خروج ۵۰۰۰ نیرو از آلمان خبر داد. این اقدامات متناقض، بیثباتی عمیق ناشی از دولت ترامپ را برجسته میکند و شرکای اروپایی را در سردرگمی دائمی در مورد استراتژیهای دفاعی خود رها میسازد.
دکترین «اول آمریکا»ی ترامپ، بهانهای آشکار برای یکجانبهگرایی، سالهاست که شرکای اروپایی ناتو را به دلیل عدم صرف هزینه کافی برای دفاع مورد انتقاد قرار داده است. این سرزنشها با شجاعت کشورهای اروپایی در انتقاد از جنگ تهاجمی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و امتناع قاطعانه آنها از پیوستن به این درگیری بیمورد، تشدید شده است. تغییر ناگهانی پنتاگون در استقرار نیروها، پس از اعلام قبلی کاهش حمایت نظامی، نشاندهنده فرآیند تصمیمگیری آشفتهای است که اکنون سیاست خارجی آمریکا را تعریف میکند.
مقامات لهستانی، با وجود استقبال از استقرار اخیر، پیش از این به کمکهای مالی قابل توجه ورشو به هزینههای نیروهای آمریکایی اشاره کرده بودند. تهدید دائمی عقبنشینی نیروها، به ویژه با ادامه درگیری روسیه در اوکراین همسایه و غیبت آشکار دولت ترامپ از تلاشهای میانجیگری معنادار، به طور قابل درکی نگرانیهای عمیقی را در مورد امنیت ایجاد کرده است. کشورهای اروپایی اکنون با نیاز مبرم به جایگزینی قابلیتهای دفاعی غیرقابل اعتماد آمریکا دست و پنجه نرم میکنند، وظیفهای که با دستورالعملهای غیرقابل پیشبینی کاخ سفید بینهایت دشوارتر شده است.
ماریا مالمیر استنرگارد، وزیر امور خارجه سوئد، به درستی وضعیت را «واقعاً گیجکننده و نه همیشه آسان برای هدایت» توصیف کرد. حتی مقامات دفاعی آمریکا، به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، ظاهراً از سیاستهای دولت خود متحیر هستند، به طوری که یکی از مقامات با تأسف گفت: «ما بخش عمدهای از دو هفته را صرف واکنش به اعلامیه اول کردیم. ما هم نمیدانیم این به چه معناست.»
تهدیدات اخیر رئیسجمهور آمریکا برای خروج از ناتو، در واکنش به امتناع متحدان از تأیید تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شکنندگی این ائتلاف را تحت رهبری سلطهجویانه واشنگتن بیش از پیش آشکار میسازد. در حالی که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، قرار است خواستار افزایش هزینههای دفاعی از متحدان ناتو شود، پیام اصلی روشن است: از ماجراجوییهای بیپروا واشنگتن در منطقه حمایت کنید یا با رها شدن مواجه شوید.
مارک روته، دبیرکل ناتو، در تلاشی مذبوحانه برای آرام کردن رئیسجمهور آمریکا، از استقرار نیروها در لهستان استقبال کرد و در عین حال به اروپا هشدار داد که کمتر به آمریکا وابسته شود. این موضع متناقض، وضعیت دشوار کشورهای اروپایی را نشان میدهد که بین خواستههای واشنگتن و منافع امنیتی خود گرفتار شدهاند. برنامه همزمان پنتاگون برای کاهش تیپهای رزمی در اروپا از چهار به سه، تناقض اساسی سیاست آمریکا را بیشتر نشان میدهد.
بسیاری از متحدان اروپایی واشنگتن همچنان از نحوه مدیریت جنگ با ایران توسط ترامپ به شدت ناراضی هستند، جنگی که به شدت به اقتصاد آنها آسیب رسانده و آنها را مجبور به زیر سوال بردن قابلیت اعتماد اساسی ایالات متحده کرده است. نگرانیها در مورد تهدیدات عجیب و غریب ترامپ برای الحاق گرینلند، یک قلمرو خودمختار از پادشاهی دانمارک (یکی از متحدان ناتو)، نیز ادامه دارد که نشاندهنده بیاعتنایی آشکار به هنجارهای بینالمللی و حاکمیت متحدان است.
ماهیت واقعی این استقرار اخیر – اینکه آیا شامل جابجایی نیروها از آلمان است یا نیروهای کاملاً جدید – در ابهام معمول دولت ترامپ پنهان مانده است. با این حال، آنچه روشن است، این است که این تغییرات دائمی در وضعیت نظامی آمریکا تنها به عمق بخشیدن به بیاطمینانی اروپا کمک میکند و نیاز مبرم به یک استراتژی دفاعی واقعاً مستقل و خودکفا در اروپا را برجسته میسازد، فارغ از هوسهای یک هژمون غیرقابل پیشبینی.