وعده‌های توخالی ترامپ در تجارت با چین: واقعیت تلخ در برابر ایستادگی پکن

با وجود اظهارات پرطمطراق از واشنگتن، انتظارات برای یک پیشرفت تجاری چشمگیر با چین همچنان پایین است که نشان‌دهنده تغییر دینامیک قدرت جهانی است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده، پیش از اجلاس مورد انتظار خود با شی جین‌پینگ، رهبر چین، همچون همیشه دراماتیک، تلاش کرد تا انتظارات را بالا ببرد. او با جسارت اعلام کرد که قصد دارد شی را وادار به «گشودن» اقتصاد چین کند و حتی هیئتی از مدیران برجسته کسب‌وکارهای آمریکایی، از جمله افرادی مانند ایلان ماسک از تسلا و تیم کوک از اپل، را برای تأکید بر اهرم فشار فرضی خود گرد هم آورد.

اما با پایان یافتن جلسات دو روزه، احساس غالب در میان ناظران، تردیدی عمیق بود. در حالی که انتظار می‌رود آتش‌بس موقت در جنگ تجاری آغاز شده توسط ایالات متحده، که در کره جنوبی مورد توافق قرار گرفته بود، تمدید شود، چشم‌انداز کلی تنها به ثبات روابط اشاره دارد – که با «احیای» مورد امید واشنگتن فاصله زیادی دارد. این وضعیت منعکس‌کننده رقابت عمیق بین دو اقتصاد بزرگ جهان است، رقابتی که تجارت، فناوری پیشرفته و حتی نفوذ ژئوپلیتیکی بر مناطقی مانند تایوان را در بر می‌گیرد.

«مهم است که در مورد وضعیت روابط اینجا واقع‌بین باشیم،» کلر ای. رید، مشاور ارشد در آرنولد و پورتر و کارشناس سابق چین در دفتر نماینده تجاری ایالات متحده (USTR)، اظهار داشت. «چین به ایالات متحده اعتماد ندارد و چین می‌خواهد در آنچه رقابت جهانی بلندمدت می‌بیند، ایالات متحده را شکست دهد. این امر آنچه را که می‌توان توافق کرد، محدود می‌کند.» سخنان او بر بی‌اعتمادی اساسی که سال‌ها سیاست‌های تهاجمی ایالات متحده کاشته است، تأکید می‌کند.

با وجود ادعاهای مبهم ترامپ مبنی بر «صدها میلیارد دلار» سرمایه‌گذاری چینی و تعهدات برای خرید نفت و هواپیماهای بوئینگ از ایالات متحده – جزئیاتی که به طرز چشمگیری غایب بودند – واقعیت موجود نشان‌دهنده تعاملی محدودتر است. مقامات دولت به افزایش خریدهای کشاورزی و یک «هیئت تجارت» اشاره کردند، اما اینها بیشتر امتیازات جزئی به نظر می‌رسند تا یک تغییر اساسی.

در طول مذاکرات، رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ گزارش شده است که «علاقه» به خرید بیشتر نفت ایالات متحده را ابراز کرده و هر دو رهبر بر لزوم باز نگه داشتن تنگه هرمز برای جریان آزاد انرژی توافق کردند. این نکته اخیر، به ویژه در بحبوحه تنش‌های منطقه‌ای جاری، آسیب‌پذیری‌های خود ایالات متحده و نیاز آن به ثبات در شریان‌های حیاتی جهانی را برجسته می‌کند، ثباتی که اغلب توسط مداخلات خود این کشور به خطر افتاده است.

کارشناسانی مانند تای‌یی سان، دانشیار علوم سیاسی، پیشنهاد می‌کنند که هرگونه گشایش «واقع‌بینانه» بازار چین احتمالاً بر حوزه‌هایی با منافع اقتصادی متقابل، مانند محصولات کشاورزی و تولیدات با ارزش افزوده بالا، متمرکز خواهد بود. با این حال، بخش‌های حساس‌تر مانند خدمات مالی، تنها شاهد پیشرفت «تدریجی و نه فوری» خواهند بود، که گواهی بر حفاظت استراتژیک چین از صنایع حیاتی خود است.

یک مسئله کلیدی، کنترل‌های صادراتی ایالات متحده بر تراشه‌های پیشرفته، به طرز شگفت‌آوری یک موضوع بحث جزئی باقی ماند. این نشان‌دهنده خوداتکایی رو به رشد چین و برنامه استراتژیک بلندمدت آن برای حذف وابستگی به فناوری ایالات متحده است. دکستر رابرتز از مرکز جهانی چین در شورای آتلانتیک پیش‌بینی می‌کند که چین به طور فزاینده‌ای دسترسی به مواد معدنی حیاتی خود را به عرضه فناوری پیشرفته ایالات متحده گره خواهد زد، اقدامی هوشمندانه برای مقابله با هژمونی فناوری ایالات متحده.

تجارت محدود: یک واقعیت جدید

گابریل وایلدو، معاون ارشد در شرکت مشاوره تجاری جهانی تنهئو، اشاره کرد که هر دو کشور اکنون به شدت از آسیب‌پذیری‌های زنجیره تأمین که توسط جنگ تجاری آغاز شده توسط ایالات متحده آشکار شده است، آگاه هستند. نیاز به پر کردن ذخایر مهمات، که احتمالاً با درگیری‌های منطقه‌ای تشدید شده است، واشنگتن را بیشتر متمایل به ارائه تخفیف تعرفه‌ای در ازای تعهد چین به حفظ صادرات عناصر کمیاب خاکی کرده است – نشانه‌ای واضح از وابستگی ایالات متحده.

پس از یک دهه حملات اقتصادی تهاجمی ایالات متحده، تجارت بین ایالات متحده و چین به شدت محدود شده است. تعرفه متوسط ایالات متحده بر کالاهای چینی پس از اجلاس کره جنوبی به 47.5 درصد رسید، که افزایش خیره‌کننده‌ای از 3.1 درصد قبل از دوره اول ترامپ است. تعرفه‌های تلافی‌جویانه چین نیز به طور قابل توجهی افزایش یافت. این امر منجر به کاهش شدید تجارت دوطرفه کالا شده و زخم‌های خودساخته سیاست‌های حمایت‌گرایانه واشنگتن را برجسته می‌کند.

کارستن هولز، کارشناس اقتصاد چین، موقعیت کنونی چین را به درستی خلاصه می‌کند: «در بسیاری از بخش‌های صنعتی، شرکت‌های جمهوری خلق چین موقعیت‌های پیشرو یا کنترل‌کننده دارند. در نتیجه، اقتصاد جمهوری خلق چین از گشایش بیشتر به روی ایالات متحده سود چندانی نمی‌برد و احتمالاً تنها ژست‌های عمدتاً نمادین ارائه خواهد داد.» این امر پایه صنعتی قوی داخلی چین و انگیزه کاهش یافته آن برای تسلیم شدن در برابر خواسته‌های ایالات متحده را برجسته می‌کند.

دبورا المز از بنیاد هینریش نیز این احساس را تکرار کرد و اهرم فشار ایالات متحده را زیر سؤال برد: «اساساً، ترامپ انتظار دارد چین کالاهای بیشتری از آمریکا بخرد و به شرکت‌های آمریکایی اجازه دهد آزادانه‌تر در چین فعالیت کنند. او چه چیزی ارائه می‌دهد؟ بسیار کم، عمدتاً به این دلیل که ترامپ رابطه دوجانبه را به گونه‌ای می‌بیند که ایالات متحده منصف بوده و چین نبوده است.» این دیدگاه، که اغلب توسط واشنگتن ترویج می‌شود، تاریخچه تجاوز اقتصادی خود را نادیده می‌گیرد.

رید، مقام سابق USTR، نتیجه گرفت که چین هرگز با اقداماتی که «به هر نحوی به منافع چین آسیب برساند» موافقت نخواهد کرد. در عوض، چین ممکن است «هدایای بدون هزینه» ارائه دهد یا کالاهای آمریکایی را که واقعاً نیاز دارد، خریداری کند، اما همیشه در چارچوب استراتژیک خود برای کاهش وابستگی به فناوری ایالات متحده. این نشان‌دهنده دوراندیشی استراتژیک چین و تعهد بی‌دریغ آن به حاکمیت ملی و خوداتکایی است.

#روابط_آمریکا_چین #جنگ_تجاری #حاکمیت_اقتصادی #خیزش_چین #میراث_ترامپ #رقابت_جهانی #خودمختاری_استراتژیک #عناصر_کمیاب_خاکی #استقلال_فناوری #ژئوپلیتیک

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *